مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٣ - ارزش دنیا از نظر قرآن و نهج البلاغه
آنان که «امید ملاقات» ما را ندارند (میپندارند زندگی دیگری که در آنجا پردهها پس میرود و حقایق آشکار میشود در کار نیست!) و «رضایت داده» و قناعت کردهاند به زندگی دنیا و بدان دل بسته و «آرام گرفتهاند» و آنان که از آیات و نشانههای ما غافلند.
در این آیه آنچه نفی شده و «نبایستنی» تلقی شده است «امید به زندگی دیگر نداشتن» و به مادیات «رضایت دادن» و قانع شدن و «آرام گرفتن» است.
٣. فَاعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلّی عَنْ ذِکرِنا وَ لَمْ یرِدْ الَّا الْحَیوةَ الدُّنیا. ذلِک مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ [١].
از آنان که از یاد ما روگردانده و «جز زندگی دنیا هدف و غایت و مقصدی ندارند» روی برگردان. این است مقدار دانش آنها.
٤. ... وَ فَرِحوا بِالْحَیوةِ الدُّنْیا وَ مَا الْحَیوةُ الدُّنْیا فِی الْاخِرَةِ الّا مَتاعٌ [٢].
... آنان به زندگی دنیا «شادمان و دلخوش» شدهاند، در صورتی که زندگی دنیا در جنب آخرت جز [متاع ناقابلی] نیست.
٥. یعْلَمونَ ظاهِراً مِنَ الْحَیوةِ الدُّنْیا وَ هُمْ عَنِ الْاخِرَةِ هُمْ غافِلونَ [٣].
تنها به «ظواهر و نمودهایی» از زندگی دنیا آگاهی دارند و از آخرت (جهان ماورای نمودها و پدیدهها) بی خبر و ناآگاهند.
از برخی آیات دیگر نیز همین معنی به خوبی استفاده میشود. در همه این آیات آنچه در رابطه انسان و جهان نفی شده و «نبایستنی» تلقی شده این است که دنیا «نهایت آرزو» و شیئی که به آن «رضایت» داده شده و به آن قناعت شده است، شیئی که مایه «دلخوشی» و سرگرمی است و آدمی «آرامش» خویش را در آن
[١]. نجم/ ٢٩ و ٣٠.[٢]. رعد/ ٢٦.[٣]. روم/ ٧.