مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٢ - نقش ماهرانه معاویه در قتل عثمان
عَلَیها، وَ یبُثُّ الْفِتَنَ فیها، فَلایبْصِرونَ الْحَقَّ مِنَ الْباطِلِ، یموجونَ فیها مَوْجاً وَ یمْرُجونَ فیها مَرْجاً [١].
من تو را به خدا سوگند میدهم که کاری نکنی که پیشوای مقتول این امت بشوی، زیرا این سخن گفته میشد که در این امت یک پیشوا کشته خواهد شد که کشته شدن او درِ کشت وکشتار را بر این امت خواهد گشود و کار این امت را بر او مشتبه خواهد ساخت و فتنهها بر این امت خواهد انگیخت که حق را از باطل نشناسند و در آن فتنهها غوطه بخورند و در هم بیامیزند.
همانطور که قبلًا از خود مولی نقل کردیم، آن حضرت در زمان عثمان رو در روی او و یا در غیاب او بر او اعتراض و انتقاد میکرده است؛ همچنانکه بعد از درگذشت عثمان نیز انحرافات او را همواره یاد میکرده است و از اصل: «اذْکروا مَوْتاکمْ بِالْخَیر»- که گفته میشود سخن معاویه است و به نفع حکومتها و شخصیتهای فاسد گفته شده که سابقهشان با مردنشان لوث شود تا برای نسلهای بعدی درسی و برای حکومتهای فاسد بعدی خطری نباشد- پیروی نکرده است.
اینک موارد انتقاد:
١. در خطبه ١٢٨ جملههایی که علی علیه السلام در بدرقه ابوذر هنگامی که از جانب عثمان به ربذه تبعید میشد فرموده است، در آن جملهها کاملًا حق را به ابی ذر معترض و منتقد و انقلابی میدهد و او را تأیید میکند و بهطور ضمنی حکومت عثمان را فاسد معرفی میفرماید.
٢. در خطبه ٣٠ جملهای است که قبلًا نقل شد:«اسْتَأْثَرَ فَاساءَ الْاثَرَةَ» عثمان راه استبداد و استیثار و مقدم داشتن خود و خویشاوندان خویش را بر افراد امت، پیش گرفت و به شکل بسیار بدی رفتار کرد.
٣. عثمان مرد ضعیفی بود، از خود اراده نداشت؛ خویشاوندانش، مخصوصاً مروان حکم که تبعیدشده پیغمبر بود و عثمان او را به مدینه آورد و کم کم به منزله
[١]. نهج البلاغه، خطبه ١٦٣.