مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٩ - ارزش تعقلات فلسفی در مسائل ماوراء طبیعی
این مسائل که بیشباهت به تجزیه و تحلیلهای شیمیایی نیست بینیاز ساخته است، اما مسلمانان این نعمت عظمی را ناسپاسی کردند و نیرو و نبوغ خود را صرف در این مسائل کردند.» [١]
بدون شک نظر امثال فرید وجدی و ندوی نوعی «رجعت» اشعریگری است ولی به صورت مدرن و امروزی یعنی پیوندخورده با فلسفه حسی.
ما فعلًا نمیتوانیم از جنبه فلسفی وارد بحث ارزش تعقلات فلسفی بشویم؛ در مقاله «ارزش معلومات» و مقاله «پیدایش کثرت در ادراکات» کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم بحث نسبتاً کافی در این زمینه شده است. در اینجا سخن را از جنبه قرآنی دنبال میکنیم که آیا قرآن کریم تنها راه تحقیق در الهیات را مطالعه در طبیعت میداند و راه دیگری را به رسمیت نمیشناسد یا چنین نیست؟.
ولی قبلًا یک نکته لازم است یادآوری شود و آن اینکه اختلاف نظر اشعری و غیراشعری در این نیست که آیا باید در مسائل الهی از منابع کتاب و سنت استفاده کرد یا نه، بلکه در شکل استفاده است. از نظر اشعریان استفاده باید به شکل تعبد باشد و بس؛ یعنی ما از آن جهت خداوند را به وحدت و علم و قدرت و سایر اسماء حسنی توصیف میکنیم که در شرع وارد شده است، وگرنه ما نمیدانیم و نمیتوانیم بدانیم خداوند موصوف به این اوصاف هست یا نه، زیرا اصول و مبادی اینها در اختیار ما نیست. پس ما باید بپذیریم که خدا چنین است، ولی نمیتوانیم بدانیم و بفهمیم که خدا چنین است. نقش نصوص دینی در این زمینه این است که ما بدانیم از نظر دین چگونه باید فکر کنیم تا همان گونه فکر کنیم و چگونه باید معتقد باشیم تا همان گونه معتقد باشیم.
ولی طبق نظر مخالفان آنها این مطالب مانند هر مطلب عقلی و استدلالی دیگر قابل فهم است؛ یعنی اصول و مبادیای در کار است که اگر بشر درست به آن اصول و مبادی واقف گردد، میتواند آنها را فهم کند. نقش نصوص شرعی این است که الهام بخش عقول و افکار و محرک اندیشههاست، اصول و مبادی لازم و قابل درک را در اختیار میگذارد. اساساً در مورد مسائل فکری تعبد معنی ندارد. اینکه انسان
[١] مصدر سابق، ص ١٣٥.