مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٧ - ارزش تعقلات فلسفی در مسائل ماوراء طبیعی
در قرن دوم و سوم هجری گروهی از نظر شرعی با این گونه بحثها مخالفت کردند.
این گروه مدعی بودند که بر مسلمانان فرض است که به آنچه از ظواهر الفاظ- در همان حدی که عامه مردم فهم میکنند- فهمیده میشود متعبد باشند و هرگونه سؤال و جواب و چون و چرایی بدعت است. احیاناً اگر فی المثل کسی درباره آیه قرآن:
«الرَّحْمنُ عَلَی الْعَرْشِ اسْتَوی» [١] پرسش میکرد، اخم میکردند و ناراحت میشدند و طرح چنین سؤالی را ناروا میدانستند و میگفتند: «الکیفیة مجهولة والسؤال بدعة» یعنی حقیقت مطلب بر ما مجهول است و پرسش ممنوع [٢]!.
در قرن سوم، این گروه (که بعدها «اشاعره» نامیده شدند) بر معتزله که این گونه تعقلات را جایز میشمردند، پیروز شدند و این پیروزی ضربه بزرگی بر حیات عقلی اسلام وارد آورد. اخباریین خود ما در قرنهای دهم تا چهاردهم و مخصوصاً در قرنهای دهم و یازدهم دنباله رو افکار اشاعره بودند. این از جنبه شرعی.
اما از جنبه عقلی. دراروپا به دنبال پیروزی روش حسی و تجربی بر روش قیاسی در طبیعیات، این فکر پیدا شد که روش تعقلی نه تنها در طبیعیات بلکه در هیچ جا اعتبار ندارد و تنها فلسفه قابل اعتماد فلسفه حسی است. نتیجه طبیعی این نظر این بود که مسائل الهی مشکوک و غیر قابل اعتماد اعلام شود، زیرا از قلمرو مشاهدات حسی و تجربی بیرون است.
سابقه موج اشعریگری در دنیای اسلام از یک طرف، موفقیتهای پیاپی و حیرتانگیز روش حسی و تجربی در طبیعیات از طرف دیگر، گروهی از نویسندگان مسلمان غیر شیعی را سخت به هیجان آورد و سبب پدیدآمدن یک نظر تلفیقی شد که هم از جنبه شرعی و هم از جنبه عقلی، به کار بردن روش تعقلی را در الهیات مردود اعلام کردند. از جنبه شرعی مدعی شدند که از نظر قرآن تنها راه قابل اعتماد برای خداشناسی همان روش حسی و تجربی یعنی مطالعه در آفرینش است و آنچه غیر این است بیهوده است؛ قرآن در دهها آیه خود در کمال صراحت مردم را به مطالعه مظاهر طبیعت دعوت کرده است و کلید و رمز مبدأ و معاد را در طبیعت دانسته است؛ و از جنبه عقلی گفتههای فیلسوفان حسی اروپا را در گفتهها و
[١] طه/ ٥.[٢] رجوع شود به مقدمه جلد پنجم اصول فلسفه و روش رئالیسم.