ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ٢١٦
حكم اهتمام ورزيده و به آن تأكيد داشته و دست از آن بر نمىدارد.
فرق سوم بين علّت و حكمت
- علّت: غالباً «واحد» است.
- حكمت: غالباً «متعدد» است؛ به عنوان مثال براى «نماز» چندين حكمت در آيات و روايات ذكر شده است، از جمله: وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِى [١] وإِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر [٢] و «إنَّ الصلاةَ معراجُ المؤمن» [٣] اينها عناوين متعددى هستند كه مىتوانند به عنوان حكمت نماز مطرح باشند؛ يعنى:
\* اگر كسى نماز بخواند؛ امّا نماز او حالت ياد خدا برايش ايجاد نكند! و يا:
\* اگر كسى نماز بخواند؛ امّا نماز اومنجر به دورى وى از فحشا و منكر نشود! و يا:
\* اگر كسى نماز بخواند؛ امّا نماز او حالت معراجيت برايش ايجاد ننمايد! در اين صُور، صحيح نيست كه بگوييم او تكليفش را انجام نداده است و بايد نمازش را قضا و اعاده نمايد؛ زيرا همانگونه كه اشاره شد، از عدم حكمت، عدم حكم لازم نمىآيد.
حال در اينجا، با توجه به بيان فرقهاى بين علّت و حكمت، روشن مىشود كه مسئلهى «عدم مزاحمت»، از حكمتهاى محروميّت زوجه از ارث زمين است؛ پس ديگر جاى نقض و اشكالى باقى نمىماند؛ لذا اين استدلال كه: «اگر زوجهاى بعد از وفات شوهرش ازدواج نكرد» و يا «اگرزنى بعد از وفات شوهرش ازدواج كرد و به خانه شوهر دومش رفت پس مىتواند، از زمين ارث ببرد»، از اساس باطل و خلاف حكمت خواهد بود.
[١]. سوره مباركه طه، آيه شريفه ١٤
[٢]. سوره مباركه عنكبوت، آيه شريفه ٤٥
[٣]. ر. ك. به: بحارالانوار، علامه محمد باقر مجلسى (رحمه الله)، ج ٧٩، ص ٣٠٣.