ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ٢٠٨
ثانياً: در تعابيرشان اضطرابى وجود ندارد؛
\* ثالثاً: كلمهى «عقار» درآنها به نحو عام و كلى مطرح شده و مىگويند: «زوجه از مطلق عقار ارث نمىبرد»؛
اشكال اين است كه اگر كسى ادّعا كند: معناى خاص لغوى «عقار»، زمين خانهى مسكونى است. پس قدر متيقن صحيح است.
در جواب به او خواهيم گفت: با صحيحهى «احول» يا روايت شانزدهم، كه در آن كلمه «نخل» و «شجر» آمده و از تعابيرش مشخص است كه «عقار» در «مطلق ارض» استعمال شده، چه مىكنيد؟
دومين مناقشه بر قول قائلين به قدر متيقن
اين مناقشه حاوى سه بخش زير است يعنى اينكه:
\* اولًا: بر اين استدلال كه فرمودند: «تعليلات و حكمتهاى وارده در روايات با زمين خانه مسكونى مناسبت دارد»، ايراد وارد است به اين بيان كه، فرض مزاحمت براى ساير وراث، اختصاصى به زمين خانه مسكونى ندارد؛ بلكه شامل ساير زمينها نيز مىشود، لذا قدر متيقنى كه از روايات گرفتند، صحيح نيست.
\* ثانياً: امام (ع) «سه» عنوان حكمت آموز در ميان «هفده» روايت، ذكر فرمودند، امّا قائلين به نظريهيقدر متيقن، فقط به اولين حكمت يعنى «مزاحمت» اشاره نمودند و دومين و سومين حكمت را از قلم انداختهاند؛ چه اينكه امام (ع) در دومين حكمت كه در روايت دوم آمده، مىفرمايند: «لَيْسَ لَهَا مِنْهُ نَسَبٌ تَرِثُ بِهِ وَ إِنَّمَا هِىَ دَخِيلٌ عَلَيْهِمْ ... وَ لَا يَدْخُلُ عَلَيْهِمْ دَاخِلٌ بِسَبَبِهَا» كه از اين تعليل، مشخص مىشود كه قانون ارث، اولًا و بالذات مربوط به كسانى است كه با يكديگر «ارتباط نسبى» دارند نه كسانى مانند همسر كه ثانياً و بالعرض «ارتباط سببى» پيدا مىكنند؛ البته از نظر عقلى هم، اين حكمت، عُقلايى به نظر مىرسد؛ زيرا،
- در عين اينكه شارع مقدس، «مهريه» و «ميزان» آن را در اختيار
-