ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ١١٢
جواب دوم از مرحوم فخر المحققين (رحمه الله)
ايشان از اين اشكال چنين پاسخ مىفرمايند:
« (لانا نقول) يحمل السلاح على ما يُحبى الولد الاكبر و الدواب تحمل على انه أوقفها أو اوصى بها و خرج من الثلث (لان) السؤال وقع فى صورة خاصة و قوله (المرأة)- اللام فيها للعهد.
(لا يقال) انها تبقى رواية وردت على صورة خاصة فلا يتعدى
(لانا نقول) لا نسلّم عدم التعدى إذا لم يدل دليل على اختصاصها، و يدل عليه ما رواه محمد بن مسلم، ... عن أحدهما عليهما السّلام: ان المرأة لا ترث من تركة زوجها من تربة دار أو أرض الا ان يقوم الطوب و الخشب قيمة فتعطى ربعها أو ثمنها الحديث» [١]
زيرا ما مىگوييم: سلاح از باب حبوة (اموال اختصاصى) پسر بزرگ است و دواب (مركب سوارى) از باب وقف آن است يا وصيت كه از ثلثِ حساب مىشود؛ اين به اين دليل است كه سؤال در مورد خاصى مىباشد و كلمهى «المراة» لام در آن براى عهد است.
گفته نشود: اين روايتى است كه در مورد خاصى آمده و غير آن مورد را در بر نمىگيرد.
زيرا ما مىگوييم: عدم سرايت به موارد ديگر را تا وقتى كه دليلى بر اختصاص روايت دلالت نكند قبول نداريم و روايت محمد بن مسلم نيز بر همين مطلب دلالت مىكند ... از يكى از دو امام روايت شد كه: زوجه از ميراث زوجش، چه خاك خانه، چه زمين، ارث نمىبرد مگر اينكه آجر و چوب را قيمت گذارى كنند و يك چهارم يا يك هشتم آن را به زوجه مىدهند.
نظر مختار
نيكوترين جواب در ميان اين دو جواب، پاسخ شهيد ثانى (رحمه الله) است.
- نكتهى دوم: اين روايت ظهور در محروميّت زوجه از «دور» و «قرى» مطلقاً
- (يعنى هم از عين و هم از قيمت) دارد، همانطورى كه ارث از
-
[١]. ر. ك. به: ايضاح الفوائد فى شرح مشكلات القواعد، فخر المحققين (رحمه الله)، ج ٤، ص ٢٤١.