ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ٣٢٠
مىشوند، قبح و استهجانيبوجود نمىآيد مثلًا: در شهرى كه فقط ده رقبهى مؤمن وجود دارد و بقيه همه كافرند، اگر مولا ابتداء امر كند: «أعتق رقبة» و سپس بگويد: «لاتعتق الرقبة الكافرة» در اينجا چون با يك تقييد اكثر رقبهها خارج مىشوند، لذا هيچ اشكال و قبحيبوجود نمىآيد.
سومين اشكال دلالى مقطوعهيابن اذينه
مستشكل اين اشكال را در ضمن يك قياس مطرح كرده و مىگويد:
\* صغرا: مقطوعه ابن اذينه فقط مربوط به «رباع» است؛ زيرا مىگويد:
«فى النساء إذا كان لهنّ ولد أعطين من الرباع»
اگر زوجهذات ولد باشد، از رباع ارث مىبرد.
\* كبرا: چنانچه بوسيلهى اين مقطوعه، مطلقات تقييد زده شوند، لازمهاش اين است كه بايد روايات نافيه (حرمان) فقط در مورد «رباع» تخصيص بخورند؛ در اين صورت، زوجه اگر از زوج فرزند داشته باشد از عين زمين رباع (زمين مسكونى) ارث مىبرد، امّا محروميّت زوجه نسبت به ساير اراضى باقى مىماند.
\* نتيجه: «و اللازم باطل، فالملزوم مثله»، يعنى هيچكس قائل نشده به اينكه روايات حرمان را بايد فقط در مورد رباع تخصيص زد و بگوييم زوجه اگر فرزند داشته باشد از عين زمين مسكونى ارث مىبرد امّا حرمان زوجه نسبت به ساير اراضى باقى مىماند.
به اصل عبارت مستشكل توجه فرماييد:
«انه لو سلمنا صحة الاستدلال بها فلا تدل هذه الرواية الا على التفصيل المذكور فى الزوجة فى ارثهاعن خصوص الرباع و لا وجه للتعدى عن الرباع الى غيرها، فيبقى الباقى تحت العمومات الدالة على حرمان الزوجة عنه» [١]
البته اگر استدلال به اين روايت را صحيح بدانيم، باز اين روايت فقط بر تفصيل ذكر شده
[١]. ر. ك. به: ارث الزوجة، آيت الله سيد محسن خرازى، ص ١١٥، به نقل از مجله فقه اهل بيت شماره ٤٦ ص ٢٨.