ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ١٨٨
چه چيزى ارث نمىبرد، غير از اين بيانى كه در روايتمطرح نموده، راه بيان ديگرى نداشته؛ در اين صورت نمىتوان يك شىء را قرينه براى شئ ديگر قرار داد؛ بنابراين روايت مىخواهدبفرمايد كه:
\* در جايى كه آجر، بناء، چوب و نى وجود دارد، زوجه از عين آنها ارث نمىبرد ولى از قيمتشان ارث مىبرد. و:
\* در جايى كه آجر، بناء، چوب و نى وجود ندارد، زوجه از عين و قيمت آنها ارث نمىبرد.
\* دليل سوم: اينكه محقق بروجردى (رحمه الله) قصد كردند كه فراز ابتدايى روايت را قرينه براى ضابطهى آتيقرار دهند، كارى بسيار دور از فصاحت و بلاغت است.
به عبارت روشنتر: اين نحوه قرينه قرار دادن، كه محقق بروجردى (رحمه الله) در اين احتمال مطرح مىنمايند، از فصاحت و بلاغت بسيار دور است؛ يعنى اينكه ايشان جملهى اول روايت را،- يعنى: «سَأَلْتُهُ عَنِ النِّسَاءِ مَا لَهُنَّ مِنَ الْمِيرَاثِ؟ قَالَ (ع): لَهُنَّ قِيمَةُ الطُّوبِ وَ الْبِنَاءِ وَ الْخَشَبِوَ الْقَصَبِ»- كه راوى از امام (ع) پيرامون ميراث زوجه پرسيده است، قرينهى ضابطهاى كه بعداً مىخواهد بيايد- يعنى: «فَأَمَّا الْأَرْضُ وَ الْعَقَارَاتُ فَلَا مِيرَاثَ لَهُنَ»- قرار مىدهند، از فصاحت و بلاغت به دور است.
نكات مهم در سومين عنوان عام
- بررسى احتمال ترديد راوى بين كلمه «دار» و «ارض»
برخى گمانكردهاند: علّت اينكه راوى، در روايت «پنجم»، كلمه «دارٍ أو ارضٍ» آورده است بخاطر اين بوده كه او بين اين دو كلمه، ترديد داشته است.
بطلان احتمال ترديد راوى در روايت پنجم
\* اولًا: اينكه گفته شده، راوى بين دو كلمه وارده در اين روايت ترديد
\*