ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ١٧٨
«بناء»، «نخل» و «بستان»، زمين است؛ لذا، به زمين، «عقار» اطلاق مىشود، هر چند ممكن است «بناء»، «نخل» و «بستان» در آن وجود نداشته باشد.
\* ثانياً: فرقى بين وجود يا عدم وجود فرع بر روى اصل نگذاشته است.
نتيجه: «عقار مطلق» به معناى «مطلق ارض»
با توجه به نظر لغويون كه بيان آن گذشت نتيجه مىگيريم كه: اگر «عقار» به طور مطلق و بدون اضافه استعمال شده باشد، در لغت به معناى «مطلق ارض» است؛ البته گاهى اوقات به «نخل» و «ضيعه» هم «عقار» اطلاق شده، امّا در معناى «مطلق ارض» هم استعمال شده است.
به هر روى «عقار» هم براى «ارض مشغوله» استعمال شده هم براى «ارض خاليه و باير»؛ بنابراين عرب، به «ارض»، «عقار» مىگويد.
ب: كلمهى «رباع»
در اكثر كتب لغت «ربع» به معناى «خانه»، «منزل» و «وطن» آمده است؛ به عنوان مثال فراهيدى در كتاب «العين»- كه از قديمىترين كتب لغوى است-، همين معنا را اختيار نموده است؛ حال به عبارات برخى از لغويون توجه فرماييد:
- فراهيدى در كتاب «العين» در اين باره مىگويد:
«والرَّبْعُ: المنزلْوالوطنُ» [١]
ربع به معناى منزل و وطن است
- جوهرى در كتاب «الصحاح فى اللغة» ابتداءمىنويسد:
«الرَبْعُ: الدارُ بعينها حيثُ كانت وجمعها رِباعٌ ورُبوعٌ وأَرْباعٌ وارْبَعٌ» [٢]
رَبع به معناى خود خانه و ساختمان است؛ البته تا زمانى كه وجود داشته باشد و جمع رَبع، رباع، ربوع، ارباع و اربع مىباشد.
[١]. ر. ك. به: كتاب العين، خليل بن احمد فراهيدى، ج ١، ص ١١٣
[٢]. ر. ك. به: صحاح فى اللغة، جوهرى، ج ١، ص ٢٣٧