ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ١٢٧
«دَار» است يا بر كلمهى «تُرْبَة» اختلاف است يعنى:
اگر كلمه «أَرْض» بر كلمه «دَار» عطف باشد، در اين صورت معناى آن چنين مىشود: «مِنْ تُرْبَةِ أَرْضٍ».
اگر كلمه «أَرْض» بر كلمه «تُرْبَة» عطف باشد، در اين صورت معناى آن چنين مىشود: «مِنْ أَرْضٍ».
اما على الظاهر و بنابر نظر مختار، كلمه «أَرْض» بر كلمه «تُرْبَة» عطف است.
- اشكال مرحوم شيخ حر عاملى (رحمه الله)
مرحوم صاحب وسائل (رحمه الله) مىفرمايد: چون در روايت، كلمهى «ثُمُنَهَا» وجود دارد، پس بايد اين روايت را بر موردى حمل كرد كه، ولد از غير اين زوج است؛ لذا اگر ولد از خود اين زوج باشد، زوجه از خانه و زمين هم ارث مىبرد؟!
به عبارت ايشان توجه فرماييد:
«أَقُولُ لَا تَصْرِيحَ فِيهِ بِأَنَّ الْوَلَدَ مِنْهَا فَيُحْمَلُ عَلَى وُجُودِ وَلَدٍ لِلْمَيِّتِ مِنْ غَيْرِهَا». [١]
مىگويم تصريحى در آن نيست به اينكه فرزند از آن زن باشد لذا بر اين حمل مىشود كه ميّت از غير آن زن، فرزند داشته باشد.
- مناقشه در اشكال صاحب وسائل (رحمه الله)
اولًا: درست است كه مسئلهى رُبع و ثُمن منوط به وجود ولد و عدم آن است؛ امّا بواسطهى وجود كدامين قرينه مىتوان ادّعا كرد كه: اگر زوجه از خود زوج فرزند دارد پس بايد از زمين هم ارث ببرد و اگر از خود زوج فرزند ندارد ارث نمىبرد.
ثانياً: اساساً اين روايت تعرضى به موردى كه ايشان بيان فرمودند، ندارد؛ لذا كلام ايشان غير قابل قبول است.
[١]. ر. ك. به: همان، ج ٢٦، ص ٢٠٧.