روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٩ - ترجمه
اقبل سيل جاء من امر اللّٰه [١]
يحرد حرد الجنّة المغلّة [٢]
فَلَمّٰا رَأَوْهٰا
،چون بستان برآن حال ديدند،گفتند:ما ضالّ و گمراهيم از راه بستان خود،يعنى نه اين بستان ماست،ازآنجا [٣]كه بستان خود آبادان و پردرخت و ميوه رها كرده بودند.گفتند:ما راه غلط كردهايم.
چون نيك بديدند [٤]و بدانستند كه جاى همان جاى است [٥]و لكن ميوه و درختان بر جاى نبود،گفتند: بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ ،از آن حديث اضراب كردند و عدول،و گفتند:نه آن است كه ما گفتيم،بل ما را محروم كردند و روزى و خير آن [٦]بستان از ما بازگرفتند براى آنكه ما از درويشان بازگرفتيم.
قٰالَ أَوْسَطُهُمْ ،گفت عادلترين ايشان: أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْ لاٰ تُسَبِّحُونَ ،نه من شما را گفتم چرا تسبيح نكنيد [٧]و ذكر خداى نكنيد،و گفتند:چرا استثنا نمىكنيد در اين سوگند و بر اطلاق اين سوگند مىخوريد دلير[و از ابو صالح گفت] [٨]:
استثناى ايشان«سبحاناللّٰه»بود،و گفتند:چرا شكر نكرديد؟[و] [٩]مراد به تسبيح و تحميد شكر است،و گفتند:چرا استغفار نمىكنيد و از خداى آمرزش نمىخواهيد؟ قٰالُوا سُبْحٰانَ رَبِّنٰا ،گفتند:پاك است [١٠]خداى ما ازآنكه بر ما ظلم كند و بر او گمان ظلم برند. إِنّٰا كُنّٰا ظٰالِمِينَ ،ظالم[ما] [١١]بودهايم بر نفس خود.
فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلىٰ بَعْضٍ ،آنگه روى در يكديگر آوردند و يكديگر را
[١] .اساس و ديگر نسخه بدلها:عند اللّٰه،با توجّه به مآخذ معتبر شعرى قرطبى(٢٤٢/١٨)،تصحيح شد.
[٢] .اساس:المقل،با توجّه به كا تصحيح شد،چاپ شعرانى(٢٣٦/١١)+أى يقصد.
[٣] .اساس:اين،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٤] .آد و ديگر نسخه بدلها:بنگريستند.
[٥] .آد و ديگر نسخه بدلها:جا همان جاست.
[٦] .آد و ديگر نسخه بدلها:اين.
[٧] .آد و ديگر نسخه بدلها:نمىكنيد.
[١١] [٩] [٨] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٠] .آد و ديگر نسخه بدلها:منزّه است.