روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٦ - ترجمه
شود از تخريب بنيه [١]و ترجيح بعضى معانى بر بعضى از آنچه حيات محتاج است بدو از حرارت و برودت و رطوبت و يبوست و يا سدّ مخارج روح چون خناق و ضيق نفس و آنچه حيات به او منتفى شود،و مذهب درست اين است كه گفتيم.و مذهب ابو على و ابو القاسم بلخى آن است كه:موت معنى است و ضدّ حيات است،و ابو هاشم را مذهب آن بود اوّل،آنگه رجوع كرد.و [٢]مذهب اشعرى [٣]و نجّار هم اين است.و براى آن گفتيم كه او معنى نيست كه حكمى صادر نيست از او كه استدلال توان كردن به او و به آنكه او معنى است،و چون [٤]مدرك نباشد و طريقى نباشد از حكم به اثبات او،اثبات كردن او[٦١-پ]مؤدّى بود با جهالت.قوله: لِيَبْلُوَكُمْ ،تا بيازمايد شما را كه[از شما] [٥]كدام [٦]نيكوعملتر است.بيان كرديم پيش از اين كه معنى ابتلاء از خدا چه باشد،و معنى آن است كه او در تكليف ما به [٧]مكلّفان معامله آنان كند كه ايشان را امتحان و ابتلاء كنند، آنگه آن را بر توسّع امتحان خواند،و اين افعال چون اطلاق و تخليه و تمكين و تخيير و مانند اين فعلها كه خداى با مكلّفان كرده است كه آن صورت امتحان دارد. وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ ،و او خدايى است عزيز غالب همه چيز را،و هيچچيز او را غالب نشود [٨].و«غفور»آمرزنده است.
و امّا تقديم موت بر حيات في قوله تعالى: خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَيٰاةَ ،به [٩]آنكه حيات بهتر است از موت در او چند وجه گفتند [١٠]:يكى آنكه اعتبار نيست در
[١] .كا:بنيت.
[٢] .آد و ديگر نسخه بدلها:رجوع كرد با.
[٣] .آد و ديگر نسخه بدلها:ابو الحسن الاشعرىّ و مذهب.
[٤] .آد و ديگر نسخه بدلها:و معنى.
[٥] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٦] .اساس:كه،با توجّه به آد تصحيح شد.
[٩] [٧] .آد و ديگر نسخه بدلها:با.
[٨] .آد و ديگر نسخه بدلها:او را هيچچيز غلبه نكند.
[١٠] .كا:گفتهاند.