روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠٢ - ترجمه
خصلت نبود:خوف آنكه مبادا كه نپذيرند [١]و اميد آنكه پذيرفته شود،و آنكه بر طاعت مداومت كند.سعيد بن المسيّب گفت:توبهاى كه بدان نصيحت كند خود را.
قرظىّ گويد:بايد تا در او چهار شرط بود:استغفار به زبان و اقلاع به اجسام و ابدان،و عزم كردن بدان كه ديگر نكند مثل آن،و هجران كنند [٢]از گناهكاران.سفيان ثورى گفت:علامت توبۀ نصوح چهار چيز بود:القلّة،و العلّة و الذّلّة و الغربة،درويشى و بيمارى و ذليلى و غريبى.
فضيل عياض گفت:آن باشد كه گناه نصب چشم او باشد چنان كه پندارى كه در او مىنگرد [٣].ابو بكر واسطى گفت:توبۀ نصوح آن باشد كه در او نصيب خود مراعات نكند چنان كه[گناه براى راحت خود كرد] [٤]،توبه براى راحت خود كند [٥]تا از عذاب نجات يابد،بل بايد كه براى خداى[تعالى] [٦]و تحصيل رضاى او كند.
ابو بكر ورّاق گفت:بايد كه تا دنيا بر او [٧]تنگ شود با فراخى او،و نفس او بر او [٨]تنگ شود [٩]چنان كه خداى تعالى در حقّ آن سه كس گفت: وَ عَلَى الثَّلاٰثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا [١٠]-الآية.ابو بكر دقّاق [١١]مصرى گفت:بايد تا ردّ مظالم كند،و از خصمان حلالى بخواهد،و پيوسته طاعت كند،گفت رويم گفت:آن باشد كه با
[١] .اساس:نپذيرد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .آد،گا:هجران كردن.
[٣] .اساس:مىنگرى،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] [٤] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] .اساس:نكند،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٧] .آد و ديگر نسخه بدلها:تو.
[٨] .آد و ديگر نسخه بدلها:و نفس بر تو.
[٩] .آد و ديگر نسخه بدلها:نشود.
[١٠] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ١١٨.
[١١] .آد و ديگر نسخه بدلها:ابو بكر ورّاق.