روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٥ - ترجمه
باشد [١]،اگر بنشيند بىعذر هم [٢]روا باشد.
چون امام[خطبه مىخواند] [٣]،بر مستمعان سخن گفتن حرام باشد،چه آن دو خطبه به جاى دو ركعت است در بعضى روايات،و شافعى و ابو يوسف همين [٤]گفتند،و ابو حنيفه گفت [٥]:سخن گفتن مباح است،چندانى كه امام پديد آيد سخن گفتن حرام باشد تا امام از خطبه و نماز فارغ شود.و چون در مسجد درآيد و امام در خطبه باشد نشايد تا نماز كند و نه تحيّت مسجد،بل بنشيند و استماع[خطبه] [٦]كند،و همچنين گفت ابو حنيفه و اصحابش،و مالك و ليث سعد و شافعى گفتند:تحيّت مسجد بكند و آنگه بنشيند و خطبه شنود،و اين مذهب حسن بصرى و ثورى و اسحاق و احمد است.
و كمتر آنچه در خطبه باشد حمد و ثناى خداى باشد و صلوات بر محمّد و آل،و چيزى از قرآن بخواند سورتى [٧]خفيف [٨]،و وعظ و زجر كند مردمان را، آن چهار جنس است كه كم از اين نشايد و زيادت [٩]مستحب باشد،و قول شافعى هم اين است.و ابو حنيفه گفت:از خطبه يك كلمه كفايت باشد، اگر گويد«الحمد للّه»يا«اللّٰه اكبر»،يا«سبحان اللّٰه»،يا« لاالهالّااللّه» كفايت باشد.ابو يوسف گفت و محمّد:چندانى بايد كه نام خطبه بر او افتد.
از شرط صحّت خطبه طهارت است و شافعى را در او دو قول است.در جديد چنين گفت [١٠]،و در قديم[گفت] [١١]:بىطهارت روا باشد،و اين مذهب
[١] .آد و ديگر نسخه بدلها:بر پاى خواند امّا.
[٢] .آد و ديگر نسخه بدلها:اگر بنشيند هم بىعذر.
[١١] [٦] [٣] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٤] .آد و ديگر نسخه بدلها:هم اين.
[٥] .آد و ديگر نسخه بدلها:ابو حنيفه و محمّد گفتند.
[٧] .آد،كا،گا+يا آيتى.
[٨] .آد و ديگر نسخه بدلها:سبك.
[٩] .آد و ديگر نسخه بدلها+بر اين.
[١٠] .گا+كه ما گفتيم.