روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٠ - ترجمه
آنچه گذشت تا آخر [١]تا خداى تو را [٢]عفو كناد،و اين براى آن گفت كه حمزه را شكم شكافته بود و جگر بيرون كرده [٣]و مثله كرده [٤]به روز [٥]احد.
رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-گفت:
و لا يزنين ،زنا نكنند.
هند [٦]گفت:أ و تزنى الحرّة،و زن آزاد[٣٤-ر]زنا كند؟آنگه گفت: وَ لاٰ يَقْتُلْنَ أَوْلاٰدَهُنَّ ،و فرزندان را نكشند.هند [٧]گفت:ما ايشان را بزرگ مىكنيم و مىپروريم،شما مىكشيد ايشان را.[اين] [٨]براى آن گفت كه پسر او را -حنظلة بن ابى سفيان را-روز بدر حضرت اميرالمؤمنين -صلوات اللّٰه و سلامه عليه-كشته بود،و رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-تبسّم كرد از اين حديث.چون گفت [٩]: وَ لاٰ يَأْتِينَ بِبُهْتٰانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَ أَرْجُلِهِنَّ ،و بهتانى ننهند بر يكديگر[كه] [١٠]از پيش دست و پاى خود فروبافند،و گفتند:
معنى آن است كه فرزندى[كه] [١١]آرند نه از شوهر خود،بر او نبندند و نگويند تو راست.و هند [١٢]گفت:و اللّٰه كه بهتان زشت است و تو ما را جز مكارم اخلاق نمىفرمايى. وَ لاٰ يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ ،و در تو كه محمّدى عاصى نشوند در هيچ معروفى.هند [١٣]گفت:نه ما براى آن حاضر شديم در پيش تو كه در تو عاصى شويم.آنگه [١٤]زنان اقرار دادند به اين شرايط و بيعت كردند و اين شرايط [١٥]قبول كردند.
علما خلاف كردند در كيفيّت بيعت رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-
[١] .كذا:در اساس،آد،گا:ندارد،كا:عفو بكن از آنچه گذشت كه.
[٢] .كا+حلال و.
[٣] .آد و ديگر نسخه بدلها:جگر بيرون آورده.
[٤] .آد و ديگر نسخه بدلها:و بريان كرده بود.
[٥] .كا:در روز غزاى.
[٦] .آد،گا:هنده.
[١٣] [١٢] [٧] .آد و ديگر نسخه بدلها:هنده.
[١١] [١٠] [٨] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٩] .آد و ديگر نسخه بدلها:پس گفت.
[١٤] .آد و ديگر نسخه بدلها+همه.
[١٥] .آد،كا:شرطها.