روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٠ - ترجمه
و آله و سلّم] [١]كس فرستاد به نجاشى و او را از نجاشى بخواست.نجاشى گفت:
كيست كه به اين زن اولىتر است؟گفتند:خالد بن سعيد بن العاص.گفت:او را به پيغمبر ده،او همچنان كرد و نجاشى او را چهارصد دينار [٢]مهر كرد.و مهر با او گسيل كرد [٣].و بعضى ديگر گفتند:رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-او را از عثمان عفّان بخواست و كس فرستاد به نجاشى و او مهر او ازآنجا بفرستاد.
اين حديث به ابو سفيان رسيد و او مشرك بود،گفت:ذاك الفحل لا يقدع [٤]أنفه، [يعنى چنان مردى را به دامادى دفع نكنند،چه او كفوى كريم است. وَ اللّٰهُ قَدِيرٌ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ،و خداى تعالى قادر و آمرزنده و بخشاينده است] [٥]. آنگه حقتعالى رخصت داد در وصلت [٦]آنان كه با مؤمنان دشمنى نكردند و با ايشان قتال نكردند،و ايشان را از سرايهاى خود بيرون نكردند در مكّه [٧]،گفت: لاٰ يَنْهٰاكُمُ اللّٰهُ ، خداى تعالى نهى نمىكند شما را از آنان كه با شما قتال و كارزار نكردند و شما را از خانههاى خود بيرون نكردند. أَنْ تَبَرُّوهُمْ ،با ايشان برّ و نيكويى و صلۀ رحم كنيد.[قوله: أَنْ تَبَرُّوهُمْ] [٨]بر حقيقت مفعول به است براى آنكه منهىّ عنه اوست، كأنّه قال: لاٰ يَنْهٰاكُمُ اللّٰهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقٰاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ ،عن قسطهم و العدل فيهم.[قولى ديگر آن است كه: أَنْ تَبَرُّوهُمْ ،محلّ او جرّ است على البدل من قوله:
عَنِ الَّذِينَ ،بدل اشتمال،يعنى] [٩]و در ايشان قسط و عدل كار بنديد،كه خداى تعالى دادكنندگان را دوست مىدارد.
علما خلاف كردند در آنكه اين آيت در كه آمد.عبد اللّٰه عبّاس گفت:
[٩] [٨] [٥] [١] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .آد،و ديگر نسخه بدلها:به صد دينار.
[٣] .آد،گا:و مهر را نزد او فرستاد.
[٤] .اساس:لا يفرح،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .اساس:صلت،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٧] .آد و ديگر نسخه بدلها:«در مكّه»را ندارد.