روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٣ - ترجمه
و اللّٰه كه اگر نامهاى كه دارى به من دهى،و الا بفرمايم تا برهنهات كنند و نامه بستانند و گردنت بزنم.
چون اين بشنيد،گفت:زينهار يا بن ابى طالب،اكنون چون چنين است روى بگردان تا من نامه بيرون آرم.على عليه السّلام [١]-روى بگردانيد.او موى سر باز كرد [٢]و نامه از او بگرفت و به حضرت اميرالمؤمنين داد [٣].چون آن حضرت نامه از او بستد،او را رها كرد و نامه به خدمت حضرت رسول آورد [٤].
رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-نامه بستد و خطبه كرد.آنگه فرمود كه:يكى از شما نامه نوشته است به اهل مكّه و ايشان را از عزم ما به رفتن مكّه آگاه كرده [٥].اگر برخيزد و الا وحى او را رسوا كند.يكدو بار فرمود [٦]،كس برنخاست [٧].نوبت سئوم [٨]حاطب بن ابى بلتعه برخاست و گفت:يا رسولاللّٰه، صاحب نامه منم.نامه من نوشتهام و خداى داناست كه نفاق نكردهام از پس اسلام و خيانتى نكردهام پس از نصيحت،و جانب ايشان را مراعات نكردهام،و لكن مرا در مكّه خويشى است و عشيرتى،من انديشه كردم كه اگر-و العياذ باللّه [٩]- دست ايشان را بود بر ما،اين نامه به نزديك ايشان وسيلتى بود،و نيز اهل من به مكّه است و من بر ايشان ترسانم،خواستم تا به نزديك ايشان منّتى باشد مرا.عمر گفت:يا رسولاللّٰه،دستور باش [١٠]تا گردنش بزنم كه او منافقى كرده [١١]؟
[١] .اساس:امير،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .كا:او نامه از ميان موى باز كرد.
[٣] .كا:باز كرد و به او داد.
[٤] .كا:رها كرد و بازگرديد.
[٥] .آد،كا،گا:از رفتن ما به آنجا اعلام كرده.
[٦] .آد،كا،گا:بگفت.
[٧] .آد و ديگر نسخه بدلها:نخواست/نخاست.
[٨] .آد،گا:بار سيم،كا:بار سيوم.
[٩] .گا:العياذ.
[١٠] .آد،گا:دستورى ده.
[١١] .كا،گا:كرد.