روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٨ - ترجمه
بهايش ندارد [١]،محتاج باشد به او براى خدمت يا به بهايش محتاج باشد به نفقه [٢]، يا سرايى دارد براى مسكن و جز آن ندارد،او را انتقال بايد كرد از برده به روزه،اين مذهب ماست و مذهب شافعى،و ابو حنيفه گفت:اگر هرچه محتاج باشد به برده يا به بها عتق كند و عدول نشايد كردن از عتق به روزه. فَصِيٰامُ شَهْرَيْنِ مُتَتٰابِعَيْنِ [٣]،بر او باشد كه دو ماه پيوسته روزه دارد.و«تتابع»به نزديك ما آن باشد كه ماه اوّل روزه دارد و از ماه دوم چيزى بدارد [٤]،اگر همه يك روز بود.اگر در ماه اوّل يا پيش ازآنكه از دوم چيزى روزه دارد بازگشايد،بنگرند تا به عذرى باشد يا بىعذرى.اگر به عذرى باشد از بيمارى و جز آن بنا كند در همه حال،اگر در ماه اوّل باشد و اگر در ماه دوم،و اگر بىعذرى باشد اگر در ماه اوّل باشد يا پيش ازآنكه از دوم چيزى داشته بود تتابع منقطع شود و با سر بايد گرفتن،و اين مذهب ماست و قول سعيد جبير است و حسن و عطا و عمرو بن دينار و شعبى، و اين قولى است از دو قول شافعى.
و قولى ديگر شافعى را آن است كه:تتابع واجب است به همه حال،و اگر به عذرى افطار كند و اگر بىعذرى تتابع منقطع شود و اعادت واجب شود، و اين قول جديد اوست و قول نخعى.
اگر در ماه اوّل سفر كند[تتابع منقطع شود،و اگر در ماه دوم بود و چيزى داشته بود منقطع نبود.و شافعى را در اين] [٥]دو قول است چنان كه در مرض گفت:اگر به مرض منقطع شود به سفر اولىتر،و برآن قول كه او گفت به مرض منقطع نشود.در سفر دو قول گفت:يكى چنان كه ما گفتيم،و ديگر آنكه منقطع شود.
[١] .آد و ديگر نسخه بدلها+يا اگر دارد.
[٢] .اساس:به نقد،با توجّه به گا تصحيح شد.
[٣] .آد،كا،گا+أى فعليه صيام شهرين.
[٤] .آد،كا،گا+و.
[٥] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.