روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٤٣
لو استقاموا،و أن المساجد،و أنه لما قام عبد الله)،اين چهار حرف [١]به فتح همزه،و باقى قرّاء از اوّل سورت تا آنجا [٢]به كسر«الف»خواندند،و نافع و عاصم در روايت ابو بكر همچنين خواندند.الّا آنچه [٣]پس از قول و«فا»ى جزا كسر كردند [٤]،براى آن است كه ما بعد آن دو چيز ابتداى كلام بود يا [٥]در حكم ابتدا باشد.و آنكه جمله مكسور خواند بر استيناف حمل كرد.
وَ أَنَّهُ تَعٰالىٰ جَدُّ رَبِّنٰا ،سدّى گفت:امر ربّنا،بزرگوار است فرمان خداى ما.
حسن بصرى گفت:غنى ربّنا،توانگرى خداى ما،و ازآنجا [٦]بخت را جدّ گويند،و رجل مجدود خلاف المحروم.عبد اللّٰه عبّاس گفت:قدرة ربنا،قدرت خداى ما.مجاهد و عكرمه گفتند:جلالة ربنا،بزرگوارى خداى ما.ابن ابي نجيح گفت از مجاهد:ذكر ربّنا،نام خداى ما.قرظيّ گفت:آلاء و نعماء او بر خلقانش.أخفش گفت:علا ملك ربّنا،بزرگوار است پادشاهى او.ابن كيسان گفت:ظفر او بر خلقان از جمله كافران به حجّت.و«جدّ»در لغت عظمت [باشد] [٧]،و انس گفت:مردى را كه در ميان ما«البقره»و«آل عمران بخواندى» جدّ في عيننا [٨]،أى عظم [٩].
از باقر و صادق-عليهما السّلام-روايت كردند كه ايشان گفتند:اين كلمتى است كه جنّ گفتند و ندانستند كه خداى را«جدّ»نتوان گفتن [١٠]،خداى تعالى از
[١] .آد،گا:محل.
[٢] .آد و ديگر نسخه بدلها:اين.
[٣] .اساس:و امّا آنكه،با توجّه به كا و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٤] .آد و ديگر نسخه بدلها:همچنين خواندند الّا آنچه از پس قول مىآيد تا از پس ما جزا كرد بر كردند.
[٥] .آد و ديگر نسخه بدلها:تا.
[٦] .آد و ديگر نسخه بدلها+است كه.
[٧] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٨] .آد و ديگر نسخه بدلها:عظمت باشد و منه قول أنس بن مالك كان الرّجل اذا قرأ البقره و آل عمران جدّ فينا.
[٩] .آد و ديگر نسخه بدلها+فينا.
[١٠] .اساس:گفتند،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.