روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٤٢
خويش هيچكس.
مگرآنكه بپسندد از پيغمبر كه اوست اندر آيد از پيش او و از پس او نگاهبانان.
تا پديد آيد كه به رسانيدند پيغامهاى خدايشان و اندر رسيد به آنچه نزديك ايشان بود و بشمارد هر چيزى را به شمار.
قوله تعالى: قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ ،بگوى اى محمّد كه وحى كردند به من كه گروهى از جنّيان گوش به آواز من كردند كه من قرآن مىخواندم و بشنيدند و گفتند:ما قرآنى عجب مىشنويم.مفسّران گفتند:اينان نه كس [١]بودند از جنّيان نصيبين كه گوش با قرائت [٢]رسول كردند-و قصّۀ ايشان برفته است.ابو حمزة الثّمالىّ گفت:از [٣]جنّيان بنى الشّيصبان [٤]بودند و ايشان گروهىاند كه[٨٢-پ]از ايشان بيشتر نباشد [٥]به عدد،و عامّۀ لشكر ابليس از ايشان باشند [٦].چون با قوم خود[رفتند] [٧]گفتند:ما قرآنى عجب مىشنويم كه اين [قرآن] [٨]راهنماست به صلاح،لا جرم ايمان آورديم به او.و نيز ازاينپس با خداى تعالى انباز نخواهيم گرفتن.
ابن كثير و ابو عمرو خواندند:(قل اوحى الى أنه استمع نفر من الجن،و ان
[١] .آد:ده كس.
[٢] .آد و ديگر نسخه بدلها:با قرآن خواندن.
[٣] .آد و ديگر نسخه بدلها:اين.
[٤] .اساس:بنى الشيطان،آد و ديگر نسخه بدلها:ابو الشيطان،با توجه به تفسير قرطبى(٣/١٩)و منابع حديث تصحيح شد.
[٥] .آد و ديگر نسخه بدلها:بيشتر كس نيست.
[٦] .آد و ديگر نسخه بدلها:باشد.
[٨] [٧] .اساس:ندارد،با توجه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.