روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٩٤ - ترجمه
او [١]شاعر است و اين كلام شعر است و انديشه نكردند كه هركس كه اين شنود بر ايشان بخندند و گويد اينان شعر مىنشناسند [٢].
و امّا كهانت براى آن گفتند كه او از غيبها خبر دادى،و دعوى كهانت در حقّ او نه به جاى خود بود كه كردند كه او نگفت كه اين به وحى و القاى جنّيان است.
آنگه گفت: تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِينَ ،خبر مبتداى محذوف است،أى هو تنزيل،اين قرآن فروآمدهاى است [٣]از خداى جهانيان.
وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنٰا بَعْضَ الْأَقٰاوِيلِ ،آنگه[گفت] [٤]بر سبيل تنبيه كافران را در آن ظنّ خطا و گمان بد كه به رسول و قرآن بردند كه ممكن باشد كه اين كلام محمّد است و از تلقاى نفس اوست.
لَأَخَذْنٰا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ،گفت:اگر چنان باشد كه فروبافد بر ما بر سبيل دروغ بعضى سخنها.[و] [٥]اقاويل[جمع] [٦]اقوال باشد و اقوال جمع قول باشد [٧]،فهى اذا جمع الجمع. لَأَخَذْنٰا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ،ما بگيريم از او به يمين.در او چند قول گفتند:يكى آنكه ما بگيريم او را و مؤاخذت كنيم به حق و انتقام كشيم از او به حق.و«من»صله باشد،و التّقدير:لأخذناه بالحقّ،و مثله قوله: قٰالُوا إِنَّكُمْ كُنْتُمْ تَأْتُونَنٰا عَنِ الْيَمِينِ [٨]،أى من قبل الحقّ.عبد اللّٰه عبّاس گفت:لأخذنا بالقوّة و القدرة،ما او را بگيريم به قوّت و قدرت،و قال الشّاعر:
اذا ما راية رفعت لمجد
تلقّاها عرابة باليمين
أى بالقوّة،و گفتند معنى آن است كه:دست راست او باز [٩]كنيم،و
[١] .آد و ديگر نسخه بدلها:كه.
[٢] .آد و ديگر نسخه بدلها:نمىشناسند.
[٣] .آد و ديگر نسخه بدلها:آمده است.
[٦] [٥] [٤] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٧] .اساس و ديگر نسخه بدلها:ندارد.
[٨] .سورۀ صافّات(٣٧)آيۀ ٢٧.
[٩] .اساس:به آن،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.