روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٩٠ - ترجمه
زنجير[ى] [١]بريد هفتاد گز.و«سلك»هم لازم است و[هم] [٢]متعدّى،به مصدر پيدا شود كه مصدر لازم«سلوك»باشد،و مصدر متعدّى«سلك»قال الشّاعر:
حتى اذا سلكوهم في قتائدة
عبد اللّٰه عبّاس گفت:اين هفتاد گز به گز فرشتگان باشد از زير او در آورند [٣]و به [٤]بينى دره [٥]او بيرون آرند [٦]و بهرى را به دهن او دربرند و از زير او بيرون آرند.نوف البكاليّ گفت:هفتاد گز باشد هر گزى هفتاد باع باشد هر باعى از اين جا كه ما هستيم [٧]تا به مكّه،و اين خبر [٨]در رحبۀ كوفه مىگفت،و سفيان گفت:هر گزى به گز ما هفتاد گز[باشد] [٩]،پس هفتاد در هفتاد باشد [٧٣-پ].
حسن بصري گفت:جز خداى نداند كه مقدار ذراعى چند باشد، و عبد اللّٰه عمرو بن العاص روايت كرد كه رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم- گفت:اگر پارهاى ارزيز به مقدار حجم سر آدمى از آسمان فرود افگنند [١٠]به زمين رسد پيش ازآنكه شب درآيد و اين پانصدساله راه است صاعد را [١١]،امّا طول اين سلسله چندان باشد كه[اگر اين] [١٢]ارزيز از بالاى او به زير افگنند [١٣]چهل خريف برود شب و روز و او هنوز به آخر نرسيده باشد.كعب الأحبار گفت فى قوله: ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهٰا سَبْعُونَ ذِرٰاعاً فَاسْلُكُوهُ ،گفت:اگر همۀ آهن كه در دنيا هست با يك حلقۀ او بر سنجند،يك حلقۀ او بر همۀ آهنهاى دنيا بچربد [١٤].سويد بن ابي نجيح گفت كه:جملۀ اهل دوزخ در اين يك سلسله
[١٢] [٩] [٢] [١] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .آد و ديگر نسخه بدلها:برآرند.
[٤] .آد،گا:و از.
[٥] .آد،گا:ندارد.
[٦] .آد و ديگر نسخه بدلها:به درآرند.
[٧] .آد و ديگر نسخه بدلها:كه مقام است.
[٨] .كا:حديث.
[١٣] [١٠] .اساس:افكند،با توجّه به آد،كا تصحيح شد.
[١١] .آد و ديگر نسخه بدلها:لفظ«صاعد را»ندارد.
[١٤] .كا:بچسبد.