روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٧ - ترجمه
عليه و آله و سلّم-گفت:خلق او قرآن بود.قتاده گفت:خلق او أمر و نهى [١]خداى را كار بستن [٢]و اجتناب كردن بود [٣].جنيد گفت:خلق او[را] [٤]براى آن عظيم خواند كه او را هيچ همّت نبود جز خداى تعالى.واسطي گفت:براى آنكه همۀ عالم به خداى تعالى بداد،و گفتند:براى آنكه او به خلق با ايشان معايشه كرد [٥]و دل از ايشان ببريد،به ظاهر با خلق بود و به باطن با حق،و بعضى از حكما گفت در وصايت كسى را [٦]:عليك بالخلق مع الخلق و بالصّدق [٧]مع الحقّ،گفت:خلقت بايد با خلقان بود و صدقت با خداى تعالى.و گفتند:براى آنكه مؤدّب بود با ادب خداى تعالى في قوله: خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجٰاهِلِينَ ، [٨].
[و] [٩]گفتند:براى آن خلق او را عظيم خواند كه[جملۀ] [١٠]كائنات در چشم او حقير آمد چون شب معراج بر او عرض كردند به هيچ ننگريد في [١١]قوله: مٰا زٰاغَ الْبَصَرُ وَ مٰا طَغىٰ [١٢]،و گفتند:براى آنكه جامع بود مكارم اخلاق را،بيانش
قوله-عليه السّلام: بعثت لأتمّم مكارم الأخلاق ،مرا فرستادهاند تا مكارم اخلاق [١٣]تمام كنم،و گفت:
أدّبني ربّي فأحسن تأديبى ، خداى مرا ادب آموخت و نيكو آموخت.و[نيز] [١٤]گفت-عليه السّلام:
انّ
[١] .اساس:نواهى،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد،چاپ شعرانى(٢٢٩/١١):او اوامر و نواهى.
[٢] .آد و ديگر نسخه بدلها+بود.
[٣] .آد و ديگر نسخه بدلها:اجتناب كردن از آن.
[١٤] [١٠] [٩] [٤] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] .آد و ديگر نسخه بدلها:به خلق نيكو،مردم زندگانى كرد.
[٦] .آد و ديگر نسخه بدلها:بعضى حكما در وصايت مىگفت با كسى.
[٧] .اساس:الصّدق،با توجّه به آد،گا تصحيح شد.
[٨] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١٩٩.
[١١] .آد و ديگر نسخه بدلها:بيانه.
[١٢] .سورۀ نجم(٥٣)آيۀ ١٧.
[١٣] .آد+را.