روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤١ - ترجمه
بيافريد-و آن ماهىاى است عظيم-و آن سنگ [١]بر پشت او نهاد و ساير [٢]اندام او [٣]خالى است،و آن ماهى [٤]بر آب است و آب بر باد است و باد بر قدرت بارى-عزّ اسمه-استاده است.
كعب الأحبار گفت:ابليس بيامد و آن ماهى را وسوسه كرد و گفت:
يا لوثيا،تو دانى كه جملۀ عالم هفت زمين و هرچه بر اوست [٥]بر پشت تو نهاده است!اگر خويشتن را بجنبانى همه ريخته شود.او همّت كرد كه خويشتن [٦]بجنباند،خداى تعالى جانورى را بفرستاد تا در بينى او شد.چون به دماغ [٧]او رسيد در خداى بناليد،از آن فرمان داد [٨]تا بيرون آمد [٩]و برابر او بنشست [١٠].هرگاه كه او همّت كند كه مانند آن كند،[آن] [١١]جانور در بينى او شود و او را برنجاند.
بعضى ديگر گفتند،[كه] [١٢]:نون آخر حروف رحمان [١٣]است و مجموع «الر»،«حم» [١٤]و«نون»اوايل آن [١٥]سوره جمع كنى«الرّحمن»باشد،و اين روايت عكرمه است از عبد اللّٰه عبّاس.حسن و ضحّاك گفتند:«نون»دوات است،و اين روايت يمانى است از عبد اللّٰه عبّاس،و قال الشّاعر-شعر [١٦]:
[١] .آد و ديگر نسخه بدلها:و آن صخره را.
[٢] .آد و ديگر نسخه بدلها:باقى.
[٣] .آد،گا:آن ماهى.
[٤] .اساس+است عظيم و او،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٥] .آد،گا+همه،كا+جمله.
[٦] .آد و ديگر نسخه بدلها:خود را.
[٧] .آد و ديگر نسخه بدلها:بفرستاد و به دماغ او رسانيد به راه بينى.
[٨] .آد و ديگر نسخه بدلها:فرمان آمد.
[٩] .اساس:برفت.با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٠] .آد و ديگر نسخه بدلها:بايستاد.
[١٢] [١١] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٣] .آد و ديگر نسخه بدلها:الرّحمن.
[١٤] .اساس:حوم،با توجّه به آد،گا تصحيح شد.
[١٥] .آد،كا:اوايل اين سه.
[١٦] .آد و ديگر نسخه بدلها:فيه.