روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤ - ترجمه
و للآخر فيها:
و التذّ ما أهواه و الموت دونه
كشارب سمّ في اناء مفضّض
و للآخر فيها [١]:
أراها و ان كانت تحبّ كانّها
سحابة صيف عن قليل تقشّع
و للآخر فيها:
لا تلهينّك دنيا طال ما لعبت
بالنّاس قبلك أيّما لعب
غرّارة اهلها منها على وجل
اىّ امرئ بسهام الدّهر لم يصب
آنگه حقتعالى مثل زد او را گفت: كَمَثَلِ غَيْثٍ ،گفت:چون بارانى است [٨-پ]كه در وقت حاجت ببارد،براى آن غيث خوانند[اين باران را] [٢]،كه غياث خلق باشد و فريادرس بود،و بر توسّع ابر را غيث خوانند چنان كه باران را و ابر را سماء خوانند،گفت:دنيا به ابرى ماند كه در وقت حاجت بارانى ببارد،آنگه چندانى نبات نيكو رايق از او پديد آيد [٣]كه برزگران [٤]را به عجب آرد،آنگه روزى چند برآيد و ايّام ربيع بگذرد و اعتدال هوا و باران منقطع شود و تابستان گرم شود و آفتاب بالا گيرد. ثُمَّ يَهِيجُ [٥]،آنگه آن نبات خشك شود. فَتَرٰاهُ مُصْفَرًّا ،تو آن را زرد بينى،[سبزى] [٦]و طراوت و آب و رونق [٧]از او برود [٨]. ثُمَّ يَكُونُ حُطٰاماً ،آنگه پوسيده و شكسته شود.و اصل كلمه از «حطم»است و هو الكسر.باد آن را در عالم ببرد و بپراگند و متلاشى شود و از او هيچ نماند [٩]: وَ فِي الْآخِرَةِ عَذٰابٌ شَدِيدٌ ،و صاحب و جامع و طالب او را بغير
[١] .آد،كا:و قال آخر.
[٦] [٢] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .آد،كا،گا+ أَعْجَبَ الْكُفّٰارَ نَبٰاتُهُ .
[٤] .آد،كا،گا:برزيگران.
[٥] .اساس+فتريه مصفرّا،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها و سياق عبارت حذف شد.
[٧] .آد،كا+نضارت.
[٨] .كا:ازو ببرد.
[٩] .كا:بنماند.