روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٢ - ترجمه
منكرى و بلندى،و آن دوزخ همچنان مىجوشد كه لويد جوشد،و مجاهد گفت:
مىجوشد و مضطرب مىشود چنان كه حبّهاى چند در آب بسيار فگنند [١]و مىجوشانند،و روا بود كه«شهيق»آواز آتش باشد-و اين ظاهر اين آيت است- و روا بود كه[شهيق] [٢]آواز اهل دوزخ باشد چنان كه در ديگر آيت گفت: لَهُمْ فِيهٰا زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ [٣].
آنگه به طريق مبالغت گفت: تَكٰادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ ،گفت:نزديك آن باشد كه شكافته شود از خشم و بطركد [٤]،و اين عبارت است از شدّت خشم،پندارى تشبيه كرد او را به كسى كه مملوّ باشد از چيزى،چون امتلاء به غايت رسد بشكافد كالزّقّ المملوّ.آنگه گفت بر سبيل حكايت از مستقبل ايّام: كُلَّمٰا أُلْقِيَ فِيهٰا فَوْجٌ ، چون گروهى را از كافران در دوزخ افگنند،خازنان دوزخ پرسند از ايشان و گويند:
أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ ،شما را پيغامبر نيامد؟ قٰالُوا بَلىٰ ،ايشان جواب دهند و گويند:
بلى،آمدند به ما پيغامبران و لكن ما باور نداشتيم و دروغ داشتيم آن را،و گفتيم:
مٰا نَزَّلَ اللّٰهُ مِنْ شَيْءٍ ،[٦٢-پ]،خداى تعالى چيزى نفرستاد و شما اين كه مىگوييد دروغ مىگوييد،و شما در ضلال و ذهابيد از راه حق و صواب.
آنگه حكايت آن كرد كه اهل دوزخ با يكديگر گويند بر سبيل تحسّر و تلهّف: لَوْ كُنّٰا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ،اگر چنان كه ما در دنيا سمعيّات و شرعيّات گوش داشتيمى [٥]و شنيده بوديمى آنچه رسولان خداى گفتند [٦]و آنچه معقولات بود به عقل انديشه كرده و بازانداخته و تأمّل و تدبّر كرده در اوامر و نواهى،از اهل دوزخ نبوديمى [٧].
[١] .آد و ديگر نسخه بدلها:افگنند.
[٢] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .سورۀ هود(١١)آيۀ ١٠٦.
[٤] .آد و ديگر نسخه بدلها:بطر كند/بتركند. ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.بطركند/بتركند.
[٥] .آد،گا:گوش داشته بودمانى.
[٦] .آد،گا:شنيده مانى.
[٧] .آد،كا:نبودمانى.