روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٨ - ترجمه
حفصه [١].كنيزكى داشت حبشى او را حصيره نام بود،با او گفت [٢]:برو و بنگر كه رسول بامدادها كه [٣]به حجرۀ حفصه مىرود چرا[آنجا ] [٤]مقام مىكند؟[او] [٥]بيامد و بديد[و بازگشت] [٦]و حديث انگبين بازگفت [٧].عائشه [٨]را از آن غيرت آمد و كس فرستاد به زنان رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-و گفت:حال چنين است و رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-آنجا مقام مىكند و او را پارهاى انگبين[نهاده] [٩]است [١٠]و رسول را بدان علّت [١١]بازمىگيرد،اكنون مىبايد كه چون رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-نزديك شما آيد بگوييد كه از تو بوى مغافير مىآيد،و مغافير صمغ عرفط باشد و آن را بوى كره [١٢]باشد،و[رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-كاره بودى كه از او بوى كريه آمدى] [١٣]براى آنكه جبرئيل به نزديك آن حضرت آمدى آن حضرت خويشتن را از منفّرات دور داشتى.
رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-چون نزديك سودة شد،سودة گفت:من خواستم تا رسول را آن سخن گويم ديگرباره روا نداشتم كه با رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-سخنى گويم دروغ كه او را در آن كراهت [١٤]باشد،هيچ نگفتم.
رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم- ازآنجا بيرون رفت و نزديك عائشه شد [١٥]،عائشه آستين در [١٦]بينى گرفت.رسول فرمود كه [١٧]:چرا
[١] .آد و ديگر نسخه بدلها:نمىآمد كه رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله-آنجا مقام مىكرد.
[٢] .آد و ديگر نسخه بدلها:او را گفت.
[٣] .آد و ديگر نسخه بدلها:بامداد كه.