روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨ - ترجمه
عافيت و صاحب بلا.بر اهل بلا رحمت كنيد و بر اهل عافيت خداى را شكر كنيد.
فضل بن موسى الشّيبانىّ گفت:سبب توبۀ فضيل بن عياض آن بود كه او كنيزكى را دوست داشتى،شبى وعده داد كه او بر او شود [١]،او به ديوارى بر رفت و به بام خاست تا بر او شود [٢]،از سراى او آوازى بر آمد كه كسى مىخواند [٣]:
أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللّٰهِ .اين آيت بر دل او آمد [٤].
ساعتى بگريست،گفت:بلى و اللّه قد أنى،آرى و اللّه كه وقت آمد كه دل من نرم شود براى ذكر خداى.آنگه بازپس آمد و در ويرانه شد [٥]تا آنجا بخسپد.جماعتى آنجا فرود آمده بودند،با يكدگر مىگفتند:اى قوم بيدار باشيد كه امشب فضيل بر راه است،نبايد تا [٦]راه ما بزند و فضيل راهزن بود،با خويشتن گفت:نبينى كه بندگان خداى از من چگونه مىترسند!بار خدايا توبه كردم، و علامت توبهام آن است كه در خانۀ تو كه مسجد الحرام است مجاور باشم.
آنگه او آواز داد كه:يا قوم فضيل عياض منم،از من مترسيد كه من بر سر آن نيستم كه تا امروز بودم،آنگه ازآنجا بيرون آمد و به مكّه [٧]رفت[٧-پ]و مجاور بنشست.
عبد اللّه مبارك را پرسيدند كه:چنان فاسقى متهتّك كه تو بودى سبب توبۀ تو چه بود؟گفت:من سخت مولع بودم به خمر خوردن و بربط زدن.شبى از شبها در باغى بودم،خمر مىخوردم.بربط بر درختى نهادم و بخفتم.نيمشب از
[١] .آد:وعده داد كه پيش او شود،كا:وعده داشت كه به بر او شود.
[٢] .آد:او خواست كه به راه بام نزديك او شود.
[٣] .آد،كا:آواز قرآن خواندن شنيد،چون استماع كرد اين آيت شنيد كه.
[٤] .آد،كا:در او اثر كرد.
[٥] .آد،كا:خرابهاى شد.
[٦] .آد،كا،گا:كه.
[٧] .آد،كا:بيرون آمد و در قصد راه ايستاد تا.