روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٦ - ترجمه
چون آخر شب باشد،يكبار ديگر اطّلاع كند،همچنان يابد ايشان را،گويد:
از شأن من بخل نيست،من ايستادگان را بيامرزيدم و خفتگان را به ايشان بخشيدم.
عبد اللّٰه عبّاس گفت:در بهشت حورى است نام او«لعبت»،فضل او در حسن بر ديگران چندان است كه فضل ماه بر [١]ستارگان.چون روز آدينه باشد، حور عين [٢]فرود آيند [٣]و بر [٤]كرسى[هاى] [٥]درّ و جواهر بنشينند و تسبيح و تهليل مىكنند تا آنگه كه مردم از نماز ديگر فارغ شوند.و نورى از زير عرش پديد آيد، گويند:اى رضوان اين چه نور است؟گويد:اين لعبت است،او [٦]مىآيد و هفتاد حور [٧]بر راست حلّى او [٨]برگرفته،و هفتاد حور از چپ حلل او [٩]برگرفته،و هفتاد در پيش او مجمرها [١٠]بر دست عود مىسوزند،و هفتاد از پس او مىآيند گيسوهاى او بر دست گرفته.بيايد،او [١١]بر سريرى بنشيند [١٢]،و آن سريرى باشد از نور و آواز بردارد به تسبيح و تهليل تا نماز ديگر.
و چون نماز ديگر بكند،بر خيزد و جامه از ساق بر اندازد [١٣]،و آن حوريان گويند:جامه به ساق فروكن كه اگر اهل دنيا بر[حسن] [١٤]تو مطّلع شوند همه از شوق بميرند.آنگه گويند:ما را بگوى تا تو كه رايى [١٥]گويد:من آن بندهاى را كه اوّل كس بود كه در مسجد شود روز آدينه و آخر او بيرون آيد.و چون به خانه آيد،
[١] .آد و ديگر نسخه بدلها:بر ديگر.
[٢] .آد و ديگر نسخه بدلها:حور العين.
[٣] .آد و ديگر نسخه بدلها:فروآيند.
[٤] .اساس:در،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٤] [٥] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٦] .آد و ديگر نسخه بدلها:كه.
[٧] .اساس و ديگر نسخه بدلها:حورى.
[٨] .كا:بر راست او حلىّ.
[٩] .آد:و هفتاد بر چپ او حله برگرفته.
[١٠] .كا+برگرفته.
[١١] .كا:بيايند و.
[١٢] .آد،كا:بنشينند.
[١٣] .آد و ديگر نسخه بدلها:برگيرد.
[١٥] .اساس همۀ نسخه بدلها:كرايى/كه رايى.