روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٢ - ترجمه
آيت آن است كه خداى تعالى دروغز[نا] [١]ن را بر دروغ گفتن دشمن دارد، آنگه چون بگفت كه دروغز[نا] [٢]ن را دشمن دارد،بگفت كه [٣][كه] [٤]را دوست دارد،خداى تعالى گفت: إِنَّ اللّٰهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقٰاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيٰانٌ مَرْصُوصٌ ،دوست دارد خداى تعالى آنان را كه در سبيل او قتال كنند.«صفّا»در جاى حال است و لفظ مصدر،أى صافّين.و براى آنكه مصدر است وصف كرد جماعت را به او كه [٥]از جاى نجنبند پندارى بنيانىاند به ارزيز كرده.
و الرّصّ [٦]،اللّزوم و الاحكام و الشّدّ،و اصله من الرّصاص،و منه [٧]
قول النّبيّ-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم: تراصوا بينكم فى الصفوف و لا يتخلّلكم الشّياطين [٨]كأنّها بنات حذف، گفت:صفها بسته داريد تا شيطان در ميان شما نيايد بهمانند گوسفندان كوچك،و اين دو صفت كه خداى[تعالى] [٩]گفت از ملازمت صفّ كارزار [١٠]و محبّت خداى او را از جملۀ قوم،لايق حضرت اميرالمؤمنين على است-صلوات اللّٰه و سلامه عليه-كه رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-در حقّ او گفت [١١]:
لاعطينّ الرّاية غدا رجلا يحبّ اللّٰه و رسوله، و يحبّه اللّٰه و رسوله كرّار غير فرّار ،در روز خيبر.
وَ إِذْ قٰالَ مُوسىٰ لِقَوْمِهِ ،گفت:ياد كن اى محمّد چون گفت موسى عمران قومش را كه يا قوم چرا مرا مىرنجانيد،و اين آنگه گفت كه ايشان گفتند:موسى
[٤] [٢] [١] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .آد و ديگر نسخه بدلها:بازنمود كه.
[٥] .آد و ديگر نسخه بدلها:به او گفت.
[٦] .اساس+و،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٧] .آد:و هو من.
[٨] .اساس و ديگر نسخه بدلها:شيطان،با توجه مأخذ معتبر خبرى تصحيح شد.
[٩] .اساس:ندارد،با توجّه به آد،گا افزوده شد.
[١٠] .آد.گا:كالزار.
[١١] .آد،كا:در جمله قوم اميرالمؤمنين على عليه السّلام كما قال.