روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٥ - ترجمه
در قرآن در باب مناكحت اجر آيد،به معنى مهر باشد. وَ لاٰ تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوٰافِرِ ،آنگه گفت:تمسّك مكنيد به عصمتهاى زنان كافرات.و«كوافر»،جمع كافره باشد.و عصمت سببى باشد كه امتناع كنند به او از مكروه،و آيت دليل است در آنكه عقد نشايد بستن بر هيچ كافره اگر حربيّه [١]باشد و اگر ذمّيّه [٢][و اگر بتپرست،براى عموم آيت،و نشايد تا تخصيص كنند به بتپرست براى آنكه ذكر در شأن ايشان آمد،چه اعتبار به عموم لفظ است نه به سبب نزول.و عامّه قرّاء خواندند[«و لا تمسكوا»به تخفيف«سين»من الامساك،و گفتند:«با»صله است.ابو عمرو و بصريان خواندند] [٣]:«تمسّكوا»به تشديد من التّمسك [٤]،و نيز در عموم آيت شود،آنگه چون[زن] [٥]مرتد [٦]شود[و مرد بر اسلام باشد،ازآنكه با او مقام كند،بل ارتداد او سبب فراق باشد،و اگر مرد مرتد شود] [٧]زن از او جدا شود به ارتداد،و بايد تا عدّه از او بدارد عدّة المتوفّى عنها زوجها،عدّۀ آنكس كه شوهرش بمرده باشد چهار ماه و ده روز،آنگه شوهرى ديگر كند اگر خواهد.
عبد اللّٰه عبّاس گفت: بِعِصَمِ الْكَوٰافِرِ ،أى بعقدهنّ،يعنى كسى كه او را زنى باشد كافره به مكّه و او به مدينه آيد مسلمان،عصمت زنا شوهرى ميان ايشان منقطع است،[و همچنين هر زنى كه از مكّه بيايد مسلمان شده و شوهرش كافر باشد، عصمت و عقد نكاح ميان ايشان منقطع است] [٨].
زهرىّ گفت چون اين آيت آمد،[عمر خطّاب] [٩]دو زن را طلاق داد كه به مكّه داشت،و ايشان مشركه بودند:قريبه بنت ابى اميّه،و او را معاوية[ابن] [١٠]ابى
[١] .اساس:ذمّى،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .اساس:ذمّىّ،با توجه به آد،گا تصحيح شد.