روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٣ - ترجمه
براى] [١]اسلام است و هجرت،نه به غرضى ديگر از طمعى و سببى الّا به دوستى با خداى و رسول و رغبت [٢]اسلام.و روايتى ديگر از عبد اللّٰه عبّاس آن است كه:
امتحان ايشان به اظهار شهادتين باشد.عائشه گفت [٣]:امتحان ايشان به آن باشد كه در آيت ديگر گفت: إِذٰا جٰاءَكَ الْمُؤْمِنٰاتُ يُبٰايِعْنَكَ [٤]-الآية.رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-اين زن را سوگند داد به خداى كه هيچچيز [٥]نيست كه تو را حمل كرد بر اين هجرت الّا رغبت در مسلمانى و خداى و دين خداى [٦]،و او سوگند بخورد،و رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-مهر او بر سخت و به شوهرش داد و او را با شوهرش نداد،او عدّه برداشت به [٧]زن عمر بن خطّاب بود [٨].
رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-به حكم اين آيت هر زنى كه بيامدى به حمايت،او را بازگرفتى پس از امتحان.و هركس كه آمدى از مردان،او را با پيش ايشان فرستادى به حكم عهد. اَللّٰهُ أَعْلَمُ بِإِيمٰانِهِنَّ ،گفت:خداى عالمتر است به ايمان ايشان،يعنى شما را بر ايمان ايشان اطّلاع نباشد،چه ايمان به دل تعلّق دارد و اطّلاع بر دل جز خداى را نيست. فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنٰاتٍ ، اگر بدانيد كه ايشان مؤمنانند [٩].اين علم را معنى ظنّ است و اعتقاد بستن از روى شرع و حكم كردن به ايمان ايشان چون از ايشان كلمۀ [١٠]شهادتين شنوند و شعار شرع بينند،و اين تكليف ماست در حقّ هركس كه از او ببينيم، حكم كنيم به ايمان و اسلام او و او را مؤمن خوانيم و اجراى احكام مؤمنان
[١] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .آد و ديگر نسخه بدلها:و دعوت.
[٣] .آد و ديگر نسخه بدلها:عائشه روايت كرد كه.
[٤] .سورۀ ممتحنه(٦٠)آيۀ ١٢.
[٥] .آد،گا:ديگر.
[٦] .آد و ديگر نسخه بدلها:رغبت به خداى و دين مسلمانى.
[٧] .آد و ديگر نسخه بدلها:چون عدّۀ او به سر آمد.
[٨] .آد و ديگر نسخه بدلها:شد.
[٩] .آد و ديگر نسخه بدلها:مؤمناند.
[١٠] .آد،گا:كلمتين.