روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤١ - ترجمه
تقديم كنند،[و اين] [١]بر طريق خذلان باشد. أُولٰئِكَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ ،گفت:ايشان فاسقانند كه از فرمان [٢]بيرون آمدهاند.
لاٰ يَسْتَوِي أَصْحٰابُ النّٰارِ وَ أَصْحٰابُ الْجَنَّةِ ،گفت:راست نباشند اهل دوزخ و اهل بهشت،چه اهل بهشت رستگاران باشند و ظفريافتگان،و اهل دوزخ هالكان و فروماندگان [٣]باشند،و لكن ذكر ايشان بيفگند از دو وجه:يكى اكتفاء بذكر اهل الجّنة و ثوابهم عن ذكر اهل النّار و ما بهم لدلالة الكلام عليه،و يكى ديگر استخفافا بهم و بذكرهم.
آنگه در تعظيم شأن قرآن گفت: لَوْ أَنْزَلْنٰا هٰذَا الْقُرْآنَ عَلىٰ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خٰاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللّٰهِ ،گفت:اگر ما اين قرآن بر كوهى انزله كنيم [٤]-از طريق مثل-تو آن كوه [٥]بينى اى محمّد خاشع و ذليل شده شكافته [٦]از ترس خداى،و اين حقيقت نيست بر سبيل مثل است و طريق مبالغه،و مانند اين در كلام عرب و عجم و اشعار ايشان بسيار است،قال[ابن دريد]:
لو لا بس الصّخر الأصمّ بعض ما
يلقاه قلبي فضّ اصلاد الصّفا
و قال آخر:
و لو أنّ ما بي بالجبال تصدّعت
و شاعر پارسى [٧]گويد-بيت:
گر كوه غمان ما كشيدى ماهى
كوه از غم ما گداختى چون كاهى
و بعضى ديگر گفتند:در آيت محذوفى هست،و تقدير آن است كه:(لو انزلنا هذا القرآن على جبل و كان ممن يسمع و يعقل لرأيته خاشعا متصدعا من)
[١] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .آد+خدا،كا+من.
[٣] .آد،كا،گا:دوزخ واماندگان و هالكان.
[٤] .آد و ديگر نسخه بدلها:انزله كرد مانى.
[٥] .آد،كا،گا+را.
[٦] .آد،كا،گا+از طريق مثل.
[٧] .آد،كا،گا:پارسيان.