روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٧ - ترجمه
بس نبودم كه مستولى بود [١].ايشان او را باور داشتند و برفتند.چون ايشان برفتند، او بيامد و در خواب [٢]برادر مهين نمود،گفت:شما دانيد [٣]تا برصيصا [٤]با خواهر شما چه كرده است.او را بكشته است و در زير كوه دفن كرده.برادر چون بيدار شد،التفات نكرد و گفت:اين خوابى است كه شيطان مرا نموده است.
برادر [٥]ميانى را شب ديگر همين وسواس نمود،برادر كهين را شب ديگر همچنين نمود.
چون روز چهارم بود،برادران به يك جاى جمع شدند [٦].برادر كهين گفت:
من چنين خوابى ديدم دوش،برادر ميانى و مهين گفتند:ما نيز ديديم.آنگه بيامدند و برصيصا را گفتند:خواهر ما را چه كردى؟گفت:نه شما را گفتم كه او را ديو ببرد.ايشان بازآمدند و شرم داشتند،گفتند:ما در خواب چيزى ديديم [٧].
شبى ديگر[آن ديو] [٨]بيامد و ايشان را گفت [٩]:برويد كه خواهر شما در فلان جاى در زير خاك است كشته و گوشۀ جامۀ او [١٠]ظاهر است،بنگريد.ايشان آمدند و ديدند راست بود،خواهر را برگرفتند و راهب را ازآنجا فرود آوردند و در ميان بازار دارى [١١]بزدند تا او را بر دار كنند.
ابليس،ابيض را گفت:هيچ نكردى،اگر او را بر دار كنند كفّارۀ گناه او گردد و او نجات [١٢][يابد] [١٣].ابيض گفت:من بروم و[كار او] [١٤]تمام كنم.بيامد و
[١] .آد،كا،گا:با او بر نيامدم و.
[٢] .آد،كا،گا:برفتند و ديو در شب در خواب.
[٣] .آد،كا،گا:ندانيد.
[٤] .آد،كا،گا+راهب.
[٥] .آد،كا،گا:پس برادر.
[٦] .آد،كا:روز چهارم برادران بنشستند و بر خواهر مىگريستند.
[٧] .آد،كا،گا:شرم داشتند كه خواب خود را بگويند.
[١٤] [١٣] [٨] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٩] .آد،كا،گا:وسوسه كرد و گفت.
[١٠] .آد،كا،گا:گوشۀ ازار.
[١١] .آد،كا،گا:درختى.
[١٢] .آد،كا،گا:و در آخرت.