روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٥ - ترجمه
بركت داده است.آنگه از آن طعام اميرالمؤمنين بخورد و حضرت خير النّساء و شاهزادهها [١]-عليهم السّلام-نيز بخوردند و همسايهها را [٢]نصيب دادند از بركت كه خداى تعالى داده بود ايشان را.بامداد كه حضرت اميرالمؤمنين -صلوات اللّٰه و سلامه عليه-به مسجد آمد رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-گفت:يا على چون بودى به [٣]مهمان؟گفت:بحمد اللّٰه يا رسولاللّٰه نيك بود.رسول گفت:خداى تعالى تعجّب نمود از آنچه تو [٤]كردى دوش از چراغ كشتن و طعام نخوردن براى مهمان.گفت:يا رسولاللّٰه!تو را كه خبر داد؟ گفت:جبرئيل خبر داد مرا از آن،و اين آيت آورد در شأن تو: وَ يُؤْثِرُونَ عَلىٰ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كٰانَ بِهِمْ خَصٰاصَةٌ .
در حكايات الصّالحين آمد [٥]كه ابو الحسين انطاكى گفت:هشتاد و اند مرد بر من حاضر آمدند به بعضى دههاى رى،و بر ما نانى چند بود آن نانها پاره پاره كردم و در پيش ايشان نهادم [٦].چون ساعتى بر آمد [٧]چراغى بياوردم و بنهادم آن پارههاى نان بر حال خود بود كه [٨]هيچكس نخورده بود ازآنكه بر صاحبش ايثار كرده بود.
و در حكايت آمد عن حذيفة العدوىّ كه او گفت:روز يرموك [٩]برخاستم [١٠]و پارۀ آب برگرفتم تا طلب پسر عمّى كنم كه با اين جماعت در بيابان بود [١١].گفتم:اگر به او رسم و او را رمقى بود اين شربت آب بدو دهم.به او
[١] .آد،كا،گا:فاطمه،حسن و حسين.
[٢] .آد،كا،گا:و همسايگان را نيز.
[٣] .آد،كا،گا:با.
[٤] .آد،كا،گا+به آن درويش.
[٥] .آد،كا،گا:آوردهاند.
[٦] .آد،كا،گا+و در چراغ آوردن تهاون مىكردم.
[٧] .آد،گا:شد،كا:بود.
[٨] .آد،كا،گا:كه هريك بر صاحبش ايثار كرده بود.
[٩] .آد،گا:احد.
[١٠] .آد،كا،گا:برخواستم.
[١١] .آد،كا،گا:افتاده بود.