انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨ - قرآن چراغ شبهاى ظلمانى
مستقل آمده است:
فَإذا التَبَسَت عَلَيكُمُ الامورُ كَقِطَعِ الليلِ المُظلِمِ فَعَلَيكُم بِالقُرآنِ
: «اگر كارها بر شما چون شب سياه و ظلمانى مشتبه شد به دامن قرآن چنگ بزنيد، كه اين قرآن هم شفاعت مىكند و هم شفاعتش پذيرفته مىشود. هم راستگوست و هم خدا آن را تصديق كرده. هر كه قرآن را پيش روى خود قرار دهد او را به بهشت رهنمون مىشود و هر كه آن را پشت سر اندازد وى را به جهنّم مىرانَد».
اين پيش رو داشتن و پشت سر انداختن قرآن، دو معنا مىتواند داشته باشد:
توجّه به قرآن يا بىاعتنايى به آن.
قرآن استاد انسان باشد نه ابزار او. يعنى خود را بر قرآن عرضه كند نه قرآن را بر خود.
برخى وقتى پيشداورىهاى خود را كردند وتصميمشان قطعى شد، در لابهلاى قرآن مىگردند كه آيهاى منطبق با فكر خودشان بيابند. آنان فقط به همان آيهاى كه يافتهاند تمسّك مىجويند و آيات ديگر را رها مىكنند و با اين كار مصداق آيه «نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ» [١] مىشوند ومىگويند: به بعضى ايمان مىآوريم و بعضى را انكار مىكنيم. پيداست كه چنين كسى قرآن را پشت سر خود افكنده است.
بسيارى از مذاهب انحرافى كه در اسلام پديد آمدهاند، مانند وهّابيّت، به همين درد مبتلا هستند. انسان وقتى در عقايد آنان دقيق مىشود مىبيند آيات واضح و روشن را وانهاده و آياتى را كه معناى دوپهلو دارند و بر مقصودشان منطبق است گرفتهاند.
در مقابل دستهاى خود را شاگرد قرآن مىدانند و مىگويند: تصميم ما همان گفته قرآن است. قرآن را راهنماى حلّ مشكلات خويش مىدانند و مصداق اين آيه قرآن هستند كه مىفرمايد: « «فَلَا وَرَبّكَ لَايُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَايَجِدُوا فِى انْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلّمُوا تَسْلِيمًا»؛ به پروردگارت سوگند كه
[١]. سوره نساء، آيه ١٥٠.