انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٧ - عبرت از سرنوشت گذشتگان
بسيار دارد و در آيات متعدّد بدان اشاره كرده است. مىگويد: اقوامى در گذشته بودند كه بر شما از نظر مال و فرزندان و قدرت برترى داشتند و هرگز نيروى آنان باعث نشد كه ملك الموت به آنان مهلت بدهد. بترسيد كه شما نيز به همان سرنوشت گرفتار شويد و ناگهان سقوط كنيد.
تاريخ يكى از منابع ششگانه معرفت است. ما نخستين قومى نيستيم كه بر روى زمين زندگى مىكنيم. پيش از ما هم اقوامى آثارى از خود به يادگار گذاردهاند. اين آثار بهجا مانده بر دو گونه است: آثار تدوينى و آثار تكوينى.
آثار تدوينى همين كتابهاى تاريخى است. وقتى انسان در آنها سرنوشت اقوام را مطالعه مىكند خيلى خوب مىتواند عبرت بگيرد.
آثار تكوينى همين شهرهاى ويران شده آنهاست كه قرآن به آن اشاره مىكند و مىگويد: در مسيرتان به شام كه مىرويد ويرانههاى شهرهاى قوم لوط، عاد، ثمود و امثال اينها پيداست. چرا پيام اين ويرانهها را نمىشنويد؟ چرا عبرت نمىگيريد؟ وقتى از كنار گورستان مىگذريد چرا به فرياد مردگان توجّه نمىكنيد؟ كاخهاى شاهان و قدرتمندان را ببينيد كه ويران شدهاند. به آثار فراعنه نگاه كنيد. اهرامى كه از ميليونها سنگ ساخته شد- و حدود ده بيست سال طول كشيد- و هزاران كارگر زحمت كشيدند تا آن را بسازند و هنوز كسى نتوانسته توضيح بدهد كه چگونه اين سنگها را تهيّه كردهاند، زيرا در آن منطقه كه اهرام تهيّه شده است تا هزار كيلومترى آن، كوه بزرگى نيست كه ممكن باشد از آن سنگ تهيّه كرد. همه اينها را به عنوان قبر براى فرعون ساختهاند. اينها خودش درس است. آيا با آنهمه قدرت و يال و كوپال توانستند خود را زنده نگاه دارند و جلوى مرگ را بگيرند؟
درسهاى عبرت فراوان است. همين شاه منحوس، محمّدرضا پهلوى، در سقف كاخش دو دستگاه برقى تعبيه شده بود كه اگر شب هوس مىكرد آسمان را ببيند با كليدى سقف باز مىشد و تازه اين جزئى از امكانات مادّى بود كه براى