انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٨ - تربيت نفس
مرگ انسان مىشود افتخار نيست كه به ديگرى بدهد تا او انجام دهد. اگر وصيّت به تمام اموال هم بكند- كه چنين وصيّتى صحيح نيست- آن اثر تربيتى در نفس را ندارد و مانند اين است كه بنابر مَثَل معروف: «روغن ريخته را نذر امامزاده بكند» ديگر بعد از مرگ چه اثرى مىتواند داشته باشد!
در حديث معروفى از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده است كه شخصى وصيّت كرده بود پيامبر صلى الله عليه و آله انبار پر از خرماى او را بين فقرا تقسيم كند. حضرت هم به وصيّت او عمل كرد. وقتى كار تقسيم خرما تمام شد گوشه انبار يك دانه خرماى خشكيده افتاده بود. حضرت آن را برداشت و فرمود: «اگر با دست خودش اين دانه خرما را انفاق مىكرد بهتر از اين بود كه تمام انبار خرماى خود را به دست منِ پيامبر ببخشد»، چون در آن يك دانه اثر تربيتى بود.
چيزى كه در قيامت به درد انسان مىخورد قلب سليم است. در قرآن كريم مىخوانيم: « «إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ»؛ مگر كسى كه با قلب سليم به پيشگاه خدا آيد». [١] و سلامت قلب هم بازتاب اعمال خارجى در درون روح و جان و اخلاق انسان است. بدينروست كه مىگويند نيّتتان را خالص كنيد.
[١]. قرآن در آيات ٨٨ و ٨٩ سوره شعرا در وصف قيامت مىگويد: در آنجا چيزى جز «قلب سليم» به كار نمىآيد.
«سليم»، از مادّه «سلامت»، يعنى قلبى كه از هرگونه بيمارى و انحراف اخلاقى و اعتقادى دور باشد.
در حديثى از امام صادق عليه السلام در ذيل آيه مورد بحث مىخوانيم: وَكُلُّ قَلبٍ فيهِ شِركٌ او شَكٌّ فَهُوَ ساقِطٌ: «هر قلبى كه در آن شرك و شكّى است، آن قلب سقوط مىكند و بىارزش است». (كافى، ج ٢، ص ١٦، ح ٥).
از سوى ديگر، مىدانيم كه علايق شديد مادّى و دنياپرستى انسان را به هر انحراف و گناه مىكشاند، چرا كه حُبُّ الدُّنيا رَأسُ كُلّ خَطيئَةٍ: عشق به دنياپرستى سرچشمه هر گناهى است». (كافى، ج ٢، ص ١٣١، ح ١١). و لذا قلب سليم قلبى است كه خالى از حبّ دنيا باشد، چنانكه امام صادق عليه السلام در حديث ديگرى در ذيل همين آيه فرمود: هُوَ قَلبُ الَّذي سَلِمَ مِن حُبّ الدُّنيا: «آن قلبى است كه از عشق دنيا سالم باشد». (مجمع البيان، ج ٧، ص ٣٣٧).
آخرين سخن اينكه قلب سليم قلبى است كه جز خدا در آن نباشد، چنانكه امام صادق عليه السلام در پاسخ به پرسشى درباره اين آيه فرمود: القَلبُ السَّليمُ الَّذي يَلقى رَبَّهُ وَ لَيسَ فيهِ احَدٌ سِواهُ: «قلب سليم قلبى است كه خدا را ملاقات كند در حالى كه غير از او در آن نباشد». (كافى، ج ٢، ص ١٦، ح ٥).
ناگفته پيداست كه منظور از «قلب» در اينگونه موارد روح و جان آدمى است. (رجوع شود به: تفسير نمونه، ذيل آيات ٨٨ و ٨٩ سوره شعرا).