انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢ - توحيد افعالى و آثار اعتقاد به آن
وبرگ هم اصلاح مىشود. اين روايت نيز همه كارها را به توحيد افعالى برمىگردانَد.
انقطاع الىاللّه يعنى از همه بريدن وبه او پيوستن، از همه چشم برداشتن و به او چشمدوختن. اگر انسان به اين مرحله برسد خداوند مشكلاتش را كفايت مىكند.
وَ مَن انقَطَعَ الَى الدُّنيا وَكَلَهُ اللّهُ الَيها
. امّا اگر انقطاع إلى اللّه به انقطاع إلى الدّنيا تبديل شد و سبب عزّت و ذلّت را به دست مردم يا روزيش را در زمين زراعتى و يا در كسب و تجارت دانست، خداوند او را به همان دنيا وامىنهد.
البتّه ما منكر عالم اسباب نيستيم، ولى بايد توجّه داشت كه پشت اين عالم، دست مسبّبالاسباب قرار دارد و گاهى براى اينكه مسبّب را گم نكنيم سببسوزى و گاه سببسازى مىكند، ازاينرو گاهى انسان مىبيند كه همه درها به رويش بسته است ناگهان سببى پيدا شده و گاهى بهعكس.
به قول مولوى:
|
از قضا سركنگبين صفرا فزود |
روغن بادام خشكى مىنمود |
|
|
از هليله قبض شد اطلاق رفت |
آبْ آتش را مدد شد همچو نفت |