انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦١٠ - خطرهاى تصوّف
ما معتقديم در زمان غيبت به هيچ مقامى جز فقها و مراجعى كه احكام خدا را از كتاب و سنّت استنباط مىكنند نبايد مراجعه كرد. از آنها مىپرسيم اين كسى كه نامش را شيخ گذاشتهاى آيا مرجع است؟ اگر نيست به چه دليلى اطاعتش را واجب مىدانى؟ مفترض الطّاعة بودنش از كجاست؟ چون كسى را نداريم كه مفترض الطّاعة باشد جز پيامبر صلى الله عليه و آله و امام و نايب امام كه مبيّن كلمات امام است.
پس مخالفت آنها با علم برايشان سود دارد و آن مفترض الطّاعة شمردن غير مرجع است.
خطر سوم ساده بودن تأويل و تفسير آيات و روايات است. آنها با الفاظ كتاب و سنّت بازى مىكنند كه اين خودش داستان بسيار مفصّلى دارد. يعنى الفاظ كتاب و سنّت در دستشان مانند موم است و به هر شكلى كه بخواهند تفسير مىكنند. به عبارت ديگر، تأويل در ميان آنها بسيار ساده و آسان است.
به يك نمونه از توجيهات و تفسير آنها توجّه كنيد:
مىگويد همه چيز را كنار انداختم و فقط قرآن را گرفتم، به اين آيه رسيدم كه « «قُلِاللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ»؛ بگو: اللّه سپس رهايشان كن» گفتم اين هم غير خداست.
جمله «ثُمَّ ذَرهُم» را با ميل خودش اينگونه تفسير مىكند، در حالى كه مراد قرآن از «ذرهم» بتهاست، يا منظور، مخلوقين است.
وقتى اينها با آيات و روايات اينگونه بازى مىكنند، معلوم است كه خيلى خطر دارند. و به همين دليل است كه عملًا براى خودشان ولايت بر احكام قائلند.
ما ولىّ فقيه را مجرى احكام مىدانيم و براى او ولايتى به حكم قائل نيستيم و احكام هم يا احكام و عناوين اوّليّه است يا احكام و عناوين ثانويه.
احكام دستورهايى است كه خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله دادهاند، نه اينكه بگوييم حلال و حرام و واجبات را تغيير دهد. امّا اينها (صوفيّه) واقعاً احكام را تغيير مىدهند و بسيارى از مسلّمات اسلام را تغيير دادهاند. احتمال مىدهم كه اين يكى از معانى روايت باشد، نه اينكه منحصر در همين يكى باشد.