انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٠٩ - خطرهاى تصوّف
حال در اينجا شايد اين سؤال مطرح شود كه چرا با علم چنين برخوردى دارند؟
جواب اين است كه اينان اعتقاداتى دارند كه با استدلالات عقلى هماهنگى و سازگارى ندارد و با احاديث و آيات هم مطابقت نمىكند.
خطر دوم اين است كه اينان مرجعيّت و روحانيّت و اينگونه مسائل را قبول ندارند و مقام پير طريقت را بالاتر از مراجع مىدانند و نزد آنها علما از قِشريّون و شيوخ صوفيّه از لُبيّون شمرده مىشوند. يعنى علما را در مرحله شريعت و خودشان را در مرحله طريقت و حقيقت مىدانند.
با توجّه به اين ديدگاه به دستور شيوخشان، شكستن قوانين اسلامى را مجاز مىدانند.
در تاريخچه آنها آمده كه مثلًا وقتى فلانى شروع به سير و سلوك در طريق تصوّف كرد، هر چه مال داشت به دريا ريخت. به كتاب احياء العلوم غزّالى كه از بزرگان و اكابرشان است و همه آنها او را قبول دارند مراجعه كنيد كه چه سخنان عجيب و غريبى دارد، حتّى بر خلاف مسلّمات فقه.
وى مىگويد: من مدّتى به مسجد الحرام رفته، دور خانه خدا طواف مىكردم، امّا چون به حق رسيدم ديدم كه خانه خدا به گرد من طواف مىكند. كسى كه چنين عقيدهاى دارد ديگر پايبند به مكّه و مدينه نيست.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله با آن مقامش تا آخر عمر حج بهجا آورد، ولى اين آقا مىگويد خانه خدا دور من طواف مىكرد.
اينها به كسى كه براى سر سپردن نزدشان مىرود، اوّل دستور مىدهند كه بايد رابطه با آخوند و روحانى را قطع كنى، در حالى كه امام زمان (عج) براى زمان غيبت دستور فرمود كه
«فَارجِعُوا فيها الى رُواةِ حَديثِنا
؛ مراجعه كنيد به راويان گفتارهاى ما». [١]
[١]. كمال الدّين و تمام النعمة، ص ٤٨٤؛ وسائل الشيعه، ج ٢٧، ص ١٤٠.