انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩٢ - خودستايى
برابر وظايف الهى بودند و مردم را از خودستايى و بزرگ شمردن اعمال خود نهى مىكردند.
در حديثى از امام باقر عليه السلام در تفسير آيه ٣٢ سوره نجم مىخوانيم كه فرمود:
«لا يَفتَخِر أحَدُكُم بِكَثرَةِ صَلاتِهِ وَصِيامِهِ وَزَكاتِهِ وَنُسُكِهِ لِأنَّ اللّهَ عَزَّ وَجَلَّ أعلَمُ بِمَنِ اتَّقى
؛ هيچكس از شما نبايد به فزونى نماز و روزه و زكات و مناسك حج و عمره افتخار كند، زيرا خداوند پرهيزگاران شما را از همه بهتر مىشناسد». [١] اميرمؤمنان على عليه السلام در نامهاى كه براى معاويه نوشت مسائل بسيار مهمّى را ذكر كرد و فرمود:
«وَ لَولا ما نَهَى اللّهُ عَنهُ مِن تَزكِيَةِ المَرءِ نَفسَهُ لَذَكَرَ ذاكِرٌ فَضائِلَ جَمَّةً تَعرِفُها قُلوبُ المُؤمِنينَ وَلا تَمَجُّها آذانُ السّامِعينَ
؛ اگر نه اين بود كه خداوند از خودستايى نهى كرده، گوينده (منظور خود حضرت است) فضايل فراوانى را برمىشمرد كه دلهاى آگاه مؤمنان با آن آشناست و گوشهاى شنوندگان از شنيدنش ابا ندارد». [٢] البتّه سرچشمه خودستايى همان عجب و غرور و خودبينى است كه تدريجاً به صورت خودستايى جلوه كرده و در مرحله نهايى سر از تكبّر و برترىجويى درمىآورَد. اين عادت غلط كه با نهايت تأسّف در ميان بسيارى از ملل و طبقات و افراد وجود دارد سرچشمه بخش مهمّى از نابسامانىهاى اجتماعى، جنگها و استعمارها و برترىطلبىهاست. تاريخ گذشته نشان مىدهد كه برخى ملل دنيا بر اثر همين احساس كاذب، خود را برتر از ملل ديگر مىدانستند و به همين دليل به خود حق مىدادند كه آنها را بنده و برده خويش سازند. عرب جاهلى با تمام عقب افتادگى و فقر همهجانبهاى كه داشت خود را «نژاد برتر» مىشمرد و هر قبيلهاى از قبايل عرب نيز خود را «قبيله برتر» مىدانست. در عصر اخير برترى نژاد آلمان يا صهيونيستها، سرچشمه جنگهاى جهانى و منطقهاى شد.
[١]. بحار الانوار، ج ٥، ص ٢٣٢.
[٢]. نهج البلاغه، نامه ٢٨.