انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨٣ - غيبت در روايات اسلامى
در حديثى پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
«مَنِ اغتابَ مُسلِماً أو مُسلِمَةً لَم يَقبَلِ اللّهُ صَلاتَهُ وَلا صِيامَهُ أربَعينَ يَوماً وَلَيلَةً الّا أن يَغفِرَ لَهُ صاحِبُهُ
؛ هر كه مرد يا زن مسلمانى را غيبت كند، خداوند چهل شبانه روز نماز و روزه او را نمىپذيرد مگر آنكه صاحب غيبت او را ببخشايد». [١] و در حديث ديگرى فرمود: «روز قيامت كسى را مىآورند و او را در برابر خداوند نگاه مىدارند و نامه عملش را به او مىدهند. او حسنات خود را در آن نمىبيند مىگويد: خدايا، اين نامه عمل من نيست، زيرا من طاعات خود را در آن نمىبينم. به او گفته مىشود: پروردگار تو گمراه نمىشود و چيزى را فراموش نمىكند، عمل تو براى غيبت كردن از مردم از بين رفته است. سپس كس ديگرى را مىآورند و نامه عملش را به او مىدهند، در آن طاعتهاى فراوانى مىبيند مىگويد: خدايا اين نامه عمل نيست، زيرا من اين طاعتها را نداشتهام. به او مىگويند: چون فلان شخص غيبت تو را كرده بود حسناتش به تو داده شد». [٢] رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«كَفّارَةُ الإغتِيابِ أن تَستَغفِرَ لِمَن اغتَبتَهُ
؛ كفّاره غيبت آن است كه براى كسى كه غيبت او را كردهاى طلب آمرزش كنى». [٣] اين تأكيدها و عبارات تكاندهنده به خاطر اهمّيّت فوقالعادهاى است كه اسلام براى حفظ آبرو و حيثيّت اجتماعى مؤمنان قائل است. همچنين براى تأثير مخرّبى است كه غيبت در وحدت جامعه مؤمنان و اعتماد متقابل و پيوند دلها دارد و از آن بدتر اينكه غيبت عاملى است براى دامن زدن به آتش كينه و دشمنى و نفاق و اشاعه فحشا در سطح اجتماع، چرا كه وقتى عيبهاى پنهانى مردم از طريق غيبت آشكار شود، اهمّيّت و عظمت گناه از ميان مىرود و آلودگى به آن آسان مىشود.
[١]. بحار الانوار، ج ٧٥، ص ٢٥٨.
[٢]. همان، ص ٢٥٩.
[٣]. همان، ص ٢٥٣.