انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٠ - عالم بىعمل
موعظه شنيده يا مرجعى را كه از او تقليد كرده در جهنّم مىبيند و خود او در بهشت از نعمتهاى بهشتى بهرهمند است. چقدر باعث خجالت و سرافكندگى است كه آن افراد كه فرع بودهاند از اين عالم و مرجع و روحانى كه اصل هدايتگر بوده است بپرسند چه چيز شما را وارد جهنّم كرد؟ آنجا ديگر كسى نمىتواند دروغ بگويد يا توريه كند بايد راست بگويد و حق را بيان كند.
ازاينرو بايد به فكر چاره بود كه سخنان و مواعظى كه مىگوييم در خودمان اثر بگذارد و بدانچه مىگوييم عمل كنيم و واقعاً عالم عامل باشيم.
در اين زمينه تعبيرات مختلفى وارد شده كه عالم بىعمل مانند شمعى است كه خود مىسوزد و به ديگران روشنى و گرمى مىرسانَد، نابود مىشود ولى خود از آن بهرهاى نمىبَرد، يا چون زنبور بىعسل است، يا مانند كسى است كه در كنار چشمهاى نشسته و ديگران را از آب زلال آن بهرهمند مىسازد امّا خود او از تشنگى جان مىسپارد.
بنابراين بهتر است انسان توجّه كند كه آيا آنچه را مىگويد خودش عمل مىكند؟ اگر عمل نمىكند بيان نكند، بلكه بكوشد و تمرين كند تا نخست خودش عامل به آن باشد و سپس براى ديگران بيان كند. اين همان برنامهاى است كه اميرمؤمنان على عليه السلام مىفرمايد:
«ايُّها النّاسُ انّي وَاللّهِ ما احُظُّكُم عَلى طاعَةٍ الّا اسبِقُكُم الَيها وَلا انهاكُم عَن مَعصِيَةٍ الّا اتَناها قَبلَكُم مِنها
؛ من شما را به هيچ اطاعتى دعوت نمىكنم، جز آنكه قبلًا خودم عمل مىكنم و شما را از هيچ معصيتى نهى نمىكنم، مگر آنكه خودم قبلًا از آن معصيت متناهى مىشوم».
نكته مهم اين است كه بدانيم علم خورشيد زندگى است، دانش فروغ پربهاى حيات است، علم شيرينترين ميوهاى است كه انسان از نخستين روز پيدايى تاكنون چشيده. گاو و خر از راه نوش فربه مىشوند، ولى آدمى از راه گوش فربه مىگردد. اگر زندگى را مانند يك ساختمان فرض كنيم، پايه و اصل آن علم است.
امّا تمام اين ارزشها و آثار و قدر و قيمتها براى علم و عالم هنگامى است كه