انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٣ - حرص و آز
كه گمان مىبرد خدا همه فضايل را در وجود او گذاشته و ديگران بهرهاى از آنها ندارند.
راه درمان
بايد خوددوستى (حبّ ذات) را متعادل كرد، زيرا از جمله نشانههاى ايمان و حدّاقل برادرى اسلامى اين است كه
«أن تُحِبَّ لِأخيكَ ما تُحِبُّ لِنَفسِكَ
؛ هرچه را براى خود مىخواهى براى ديگران هم بخواه» [١] مبادا خود را برتر از ديگران بدانى. به ما دستور دادهاند در مورد بزرگتر از خود به نفس خود بگويد شايد بيشتر از من عبادت كرده است و در مورد كوچكتر چنين بينديشد كه شايد گناهش كمتر است. همّت خود را يك درجه پايينتر از ديگران بدان. اگر خودپسند نبودى مسلّم خداپسند مىشوى.
امام حسن مجتبى عليه السلام به جنادة بن اميّه فرمود:
«اذا أرَدتَ عِزّاً بِلا عَشيرَةٍ وَهَيبَةً بَلا سُلطانٍ فَاخرُجْ مَن ذُلّ مَعصِيَةِ اللّهِ الى عِزّ طاعَةِ اللّهِ
؛ اى جناده، اگر مىخواهى بىخويشاوند عزيز باشى و هيبت داشته باشى، از خوارى گناه الهى به عزّت اطاعت الهى درآى». [٢]
|
بندگى كن تا كه سلطانت كنند |
تن رها كن تا همه جانت كنند |
|
|
خوى شيطانى سزاوار تو نيست |
ترك اين خو كن كه انسانت كنند |
|
|
چون على در عالم مردانگى |
مرد شو تا شاه مردانت كنند |
|
|
همچو سلمان در مسلمانى بكوش |
اى مسلمان تا كه سلمانت كنند |