انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٢ - ب) عقده حقارت يكى از عوامل تكبّراست
است، يا بىاحترامى برخى پدر و مادرها به فرزندانشان باعث مىشود آن فرزند دچار كمبود شخصيّت شود و براى جبران آن به تكبّر رو آورَد.
يكى از مظاهر زشت دنياى ماشينى و صنعتى امروز، فرزندان نامشروع است كه در اروپا و آمريكا فراوان يافت مىشوند. در انگلستان نيم ميليون فرزند نامشروع متولّد مىشود. البتّه اين آمار چندين سال قبل است. همين افراد وقتى به جامعه پا مىگذارند عامل بسيارى از جنايتها، كشتارها، سرقتها و ... مىشوند.
وقتى پروندهها بررسى مىشود مىبينيم كه درصد بسيارى از جانيان بزرگ، همين فرزندان نامشروع هستند.
يكى از عوامل چنين اعمال زشتى، عقده حقارت است كه اينان در خود مىيابند. وقتى مىبيند ديگران پدر و مادر مشخّصى دارند و پدر و مادر او معلوم نيست، احساس حقارت و كمبود در خود مىكند و همين سبب جنايتها و كشتارها و ... مىشود. ازاينرو اوّلًا حسّ انتقامجويى در او شعلهور مىشود و مىگويد بايد از جامعهاى كه مرا بدين روز انداخته انتقام بگيرم.
ثانياً به دنبال اين است كه به شهرت برسد و كمبود درونىاش را جبران كند.
سؤال: راه درمان عقده حقارت چيست؟
جواب: اين خلأ و كمبود را بايد پر كرد و بهترين راه آن، ايمان به خداست.
ايمان به خدا به قلب انسان وسعت مىبخشد و وقتى دريافت كه همهچيز از خداست و بنده از خود چيزى ندارد ديگر مغرور نمىشود و در خود حقارت و كمبودى احساس نمىكند.
عامل ديگر، خودخواهى و حبّ ذات است. انسان بايد خودش را دوست داشته باشد، چون اگر خودش را دوست نداشت به دنبال كارى نمىرود. امّا اگر حبّ ذات بىحساب و كتاب باشد و به افراط و تفريط بينجامد به خودخواهى و خودبينى تبديل مىشود كه ديگر از خويشتنبين، انتظار خداجويى و خداخواهى نبايد داشت، زيرا اين تكبّر و خودپسندى كار را به جايى مىرسانَد