انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٥ - عوامل نگرانى و پريشانى
و رحمت او مىشود، قدرتى كه برترين قدرتهاست و هيچ چيز در برابر آن ياراى مقاومت ندارد، قلبش آرام مىگيرد، با خود مىگويد آرى من تنها نيستم، من در سايه رحمت و عنايت خداوند، بىنهايت قدرت دارم.
٤. گاهى ريشه نگرانىهاى آزاردهنده انسان، احساس پوچى زندگى و بىهدفى آن است، ولى كسى كه به خدا ايمان دارد و مسير تكاملى زندگى را به عنوان هدفى بزرگ پذيرفته است و تمام برنامهها و حوادث زندگى را در همين خط مىبيند، نه در زندگى احساس پوچى مىكند و نه همچون افراد بىهدف و مردّد سرگردان و مضطرب است.
٥. عامل ديگر نگرانى آن است كه انسان گاه براى رسيدن به يك هدف زحمات زيادى را متحمّل مىشود، امّا كسى براى زحمات او ارج نمىنهد و قدردانى و تشكّر نمىكند، اين ناسپاسى او را بهشدّت رنج مىدهد و در يك حالت اضطراب و نگرانى فرو مىبرد، ولى هنگامى كه احساس كند كسى از تمام تلاشهايش آگاه است و به آنها ارج مىنهد و پاداش مىدهد ديگر چه جاى نگرانى و ناآرامى است؟
٦. سوءِ ظنها و توهّمها و خيالات پوچ، يكى ديگر از عوامل نگرانى است كه بسيارى از مردم در زندگى خود از آن رنج مىبرند، ولى چگونه مىتوان انكار كرد كه توجّه به خدا و لطف بىپايان او، دستور به حسن ظن كه وظيفه هر فرد باايمانى است، اين حالت رنجآور را از بين مىبَرد و آرامش و اطمينان جاى آن را مىگيرد.
٧. دنياپرستى و دلباختگى در برابر زرقو برق زندگى مادّى، يكى از بزرگترين عوامل اضطراب و نگرانى انسانها بوده و هست، تا آنجا كه گاه عدم دستيابى به رنگ خاصّى از لباس يا كفش و كلاه يا يكى ديگر از هزاران وسايل زندگى، ساعتها يا روزها و هفتهها فكر دنياپرستان را ناآرام و مشوّش مىدارد، امّا ايمان به خدا و توجّه به آزادگى مؤمن كه هميشه با زهد و پارسايى سازنده