انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٤ - ٥ «ذكر» در كلام امام صادق عليه السلام
و وعده و وعيد، اعراض مكن و به غير تكاليف خود مشغول مباش و قلب خود را به آب خوف و حزن غسل بده.
و قرار بده ذكر خداوند متعال را به خاطر اينكه او تو را ياد مىكند، زيرا او تو را ياد كرده و مىكند با آنكه از تو بىنياز است، پس ذكر كردن او تو را مهمتر و بالاتر و تمامتر و روشنتر و هم سابقتر است از ذكر تو او را.
و معرفت پيدا كردن تو به اينكه او تو را ذكر كرده، موجب خضوع و حيا و تواضع و انكسار تو است و از اين معرفت، ديدن فضل و كرم سابق او حاصل مىشود و هم عبادتهاى تو در اين صورت كوچك و كم مىشود در برابر احسان و كرم او، اگرچه طاعت تو بيشتر باشد و باز اعمال تو براى او خالص مىشود.
و امّا رؤيت و توجّه تو به ذكر پروردگار متعال، موجب خودبينى، خودنمايى، سفاهت، درشتخويى با مردم، زياد شمردن عبادت خود و فراموش كردن فضل و احسان اوست و اين معنى نتيجه نمىدهد مگر دورى از حق را و تحصيل نكرده و بهدست نمىآورى به مرور ايّام مگر وحشت و اضطراب خاطر را.
و ذكر بر دو قسم است: ذكر خالص پروردگار متعال كه به موافقت قلب صورت مىگيرد و ذكرى كه اشعار داشته باشد به نفى ذكرى كه از غير خدا واقع مىشود، چنانكه رسول اكرم فرمود: من نمىتوانم تو را ثنا گويم آنگونه كه تو خود را ثنا گفتهاى.
پس پيامبر خدا صلى الله عليه و آله براى ذكر خالص خود ارزش و قيمتى قائل نشد در برابر ذكرى كه از جانب خود خدا در سابق صورت گرفته است. و البتّه رسول اكرم صلى الله عليه و آله به حقيقت آن ذكر پيش از اينكه خودش ذكر خدا گويد مطّلع و عالم بوده است.
پس در جايى كه پيامبر خدا ذكر خود را نفى كرده و ذكرى را كه از جانب خدا بوده است اثبات مىكند، ديگران به اين معنى اولويّت دارند و بايد شخص ذاكر به اين نكته هم متوجّه باشد كه تا پروردگار متعال بنده خود را متذكّر نشده است