انوار هدايت، مجموعه مباحث اخلاقى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٠ - تقوا
نور هدايت
البتّه احتمال دارد كه اين حديث از قبيل اجمال و تفصيل باشد، چون در ابتداى آن فرمان به تقوا و رعايت حق آن داده است و بعد امورى را شرح مىدهد.
در تفسير تقوا سخن بسيار است، ولى با جملهاى كوتاه اين مسأله مفصّل را مىتوان بيان كرد و آن اين است كه تقوا همان بازدارنده باطنى و سدّى درونى است كه مانع مىشود انسان گناه كند. البتّه تقوا درجاتى دارد: گاهى در سرحدّ عدالت است وگاه مافوق عدالت تا اينكه به درجه عصمت مىرسد، چون مقام عصمت هم مرحله عالى تقواست. پس آن احساس مسؤوليّت درونى انسان و آن حالت وقايه (خود نگهدارى)، تقواست.
امّا حقّ تقوا اين است كه در مرحله عالى تقوا باشيد، نه در مرحله پست. مثل اينكه انسان در مقابل سيلاب سدّى ببندد، گاهى سد كوچك و ضعيف است و گاه محكم و بلند. هرچه سدّ تقوا بلندتر و محكمتر باشد ميزان آسيب كمتر است.
شهوات و هوىها همچون سيلابند و تقوا همچون سد. اگر انسان سيلاب را مهار كرد تبديل به نيرويى سازنده و عظيم مىشود همان نيرويى كه در مرتاضها يا در علماى بزرگ و سالكان إلى اللّه هست.
سپس حضرت چند دستور مىدهد:
١. «در كسب خشنودى خدا تلاش كنيد». رضايت بر سه نوع است:
مرضات اللّه، مرضات النّاس، مرضات النّفس.
انسان باتقوا رضايت خدا را بر همه مقدّم مىدارد، مردم هم بايد به دنبال آن راضى بشوند اگر راضى شدند چه بهتر وگرنه خودشان مىدانند. يا اينكه نفس ما راضى شد كه شد و الا فلا. اگر ما به اين مرحله رسيديم مرحله عالى تقواست.
مثلًا حادثهاى پيش مىآيد اوّل رضايت خدا، بعد رضايت خلق خدا، بعد رضايت خود انسان. اگر چنين شد آدم درستى هستيم، امّا اگر خواستيم ببينيم كه انعكاس خارجى آن چيست، آيا با منافع ما مىسازد؟ و ضمناً ببينيم خدا چه مىگويد؛